کویر در رویای «دریای مازندران»؛ فاجعه‌ای در راه است

کویر در رویای «دریای مازندران»؛ فاجعه‌ای در راه است

«یک طرح خطرناک» عنوانی است که بارها برای انتقال آب دریای مازندران به کویر استفاده‌شده، طرحی که این روزها به کابوس دریای مازندران و رویای کویر ایران تبدیل‌شده، متخصصان می‌گویند فاجعه‌ای درراه است. گویا پریشان‌حالی بزرگ‌ترین دریاچه بسته جهان تمامی ندارد و این بار، کویر و فلات مرکزی برای سیراب شدن به دریای مازندران چشم طمع دوخته اند، آیا فاجعه‌ای دیگر درراه است؟ از سالیان قبل بحران آب و تشدید آن در برخی از مناطق کشور، فکر انتقال آب را در ذهن مسئولان ایجاد کرد تا بتوان از این طریق مشکل را برطرف کرد. اجرای طرح انتقال آب دریای مازندران به استان‌های مرکزی ایران طی یک ماه اخیر دوباره با اعلام رئیس‌جمهور سر زبان‌ها افتاده است، طرحی که هنوز هم اماواگرهای بسیاری با خود دارد.

مهر - ۲۰ اردیبهشت ۱۳۹۵

پیشینه طرح ایجاد کانال آب شمال - جنوب

ایجاد کانال آبی که شمال و جنوب ایران را به هم متصل کند رؤیایی دیرینه است، اولین طرح توسط مهندس هومان فرزاد در سال ۱۳۴۵ نوشته‌شده که وی این طرح را به سازمان پژوهش‌های علمی کشور ارائه داد.

بر اساس این طرح باید بین دریای دریای مازندران و خلیج‌فارس دریاچه‌هایی ایجاد شود تا این دو دریا به هم متصل شوند، سال‌ها بعد و در دوران پس از انقلاب نیز طرح دیگری هم توسط مسعود قمی به نخست‌وزیر وقت ارائه شد و ساخت این کانال در دوران دولت سازندگی و اصلاحات نیز بررسی شد. این طرح جزو آن طرح‌های پرسروصدایی بود که در زمان ریاست جمهوری احمدی‌نژاد نیز مطرح شد و در آن زمان نیز با انتقادات بسیاری روبه‌رو بود.

وقتی‌که همه متخصصان و منتقدان انتقال آب دریای مازندران به کویر را تصمیمی عجولانه و غیر کارشناسی نامیده‌اند، چرایی ادامه این طرح در دولتی که باید به دیدگاه‌های محیط‌زیستی احترام بگذارد و دیدگاه‌های کارشناسی را محور برنامه‌های خودش بداند، پرسش مهمی است.

سرانجام کلنگ این پروژه توسط محمود احمدی‌نژاد زده و بعد از مدتی متوقف شد ولی متأسفانه مجدد وزارت نیرو قصد دارد این طرح را اجرا کند و حتی در این خصوص نیز ارزیابی زیست‌محیطی را انجام داده‌اند و طرح آن به سازمان محیط‌زیست نیز ارائه‌شده ولی جوابیه‌ای از سوی محیط‌زیست در این خصوص صادر نشده است.

یکی از مهم‌ترین نگرانی‌هایی که درزمینهٔ اجرای این طرح ذهن بسیاری را به خود مشغول کرده عواقب و نتایجی است که اجرای این طرح برای محیط‌زیست منطقه چه در مبدأ، چه در مسیر و چه در مقصد در پی خواهد داشت. این طرح علاوه بر این‌که ازنظر اقتصادی دارای بار مالی بسیار بالایی است، رؤیایی است که دولت‌های قبل و بعد از انقلاب درگیر آن بوده‌اند.

فاجعه دیگری درراه است...

این بار تصمیم گیران کلان کشور قصد دارند با انتقال آب دریای دریای مازندران به فلات مرکزی ایران، فاجعه زیست‌محیطی دیگری را برای این کشور رقم بزنند. این پروژه به‌اصطلاح کلان را پیش از این برخی کشورها مانند عربستان، لیبی و اتحاد جماهیر شوروی تجربه کرده و نتیجه اسفبار آن را دیده‌اند.

به اعتقاد کارشناسان و صاحب‌نظران، بی‌شک مطرح کردن چنین پروژه‌هایی نشان از عدم اطلاع و درک اکولوژیک نسبت به پهنه‌های طبیعی هم چون بیابان، مرتع، جنگل و دریا دارد. ‌

‌شوربختانه دولتمردان ما می‌خواهند تجربه چندباره شکست‌خورده را بار دیگر تجربه کنند درحالی‌که تنها با ۳۰ درصد صرفه‌جویی در مصرف آب کشاورزی و آماده‌سازی زیرساخت‌های آبیاری مدرن، اجرای چنین طرح‌هایی بلا موضوع می‌شود.

نابودی اکوسیستم دریای دریای مازندران و هجوم ریز گردهای نمک برای مردم شمال کشور، نابودی جنگل‌ها در مسیر البرز و گسست اکولوژیک در طبیعت فجایعی است که با انتقال آب دریای دریای مازندران رقم می خورد

به اعتقاد کارشناسان، یقیناً با انتقال آب دریای دریای مازندران همه زیست‌بوم‌ها حتی بیابان را هم نابود خواهیم کرد، نابودی اکوسیستم دریای دریای مازندران و هجوم ریزگردهای نمکی برای مردم شمال کشور، نابودی جنگل‌ها در مسیر البرز و گسست اکولوژیک در طبیعت، فجایعی است از این تفکر به‌اصطلاح توسعه مدارانه که کوچک‌ترین توجهی نسبت به توان تاب‌آوری طبیعت و پایداری سرزمین ندارد.

پرفسور عطاءالله قبادیان عضو هیئت‌علمی دانشگاه وین اتریش در رابطه با اثرات زیست‌محیطی انتقال آب دریای مازندران به سمنان به خبرنگار مهر می‌گوید: دریای مازندران با اطلاعاتی که من از سال ۱۳۷۰ دارم، حدود هشت‌تا ۱۰ میلیارد مترمکعب با کمبود آب مواجه است، یعنی دارای بیلان منفی است و برداشت آب از این دریاچه، در حدود ۲۰۰ تا ۵۰۰ میلیون مترمکعب، در صورتی امکان‌پذیر است که جایگزینی صورت گیرد. جایگزینی بدین‌صورت است که باید سرشاخه‌های برداشته‌شده پس داده شود و همچنین در مازندران یک سری کارهای سامان‌دهی، همچون تقویت سرشاخه‌ها و بازسازی حوزه‌های آبخیز انجام شود.

وی افزود: سمنان در حال تبدیل‌شدن به یک مرکز جمعیتی بوده و این امر اجتناب‌ناپذیر است و در حال حاضر، سمنان سرشاخه آب مازندران را می‌برد و تاکنون آب چند چشمه را انتقال داده است.

وی بابیان اینکه غلظت آب دریای مازندران پایین‌تر از دریاهای معمولی است، افزود: آبی که از دریای مازندران برداشت می‌شود، نباید در ساحل تصفیه و نمک در مازندران ریخته شود. بلکه باید آب مستقیماً به مرکز ایران رود و در آنجا باانرژی خورشیدی تصفیه شود، بنابراین اساس طرح تصفیه آب در مازندران اشتباه است زیرا ما حق نداریم در مازندران آب‌شیرین‌کن بگذاریم. این امر یک فاجعه است.

پرفسور قبادیان همچنین افزود: در منطقه ساحلی مازندران ما باید نوار عریض جنگلی ایجاد کنیم که تا گرگان را بپوشاند. چراکه اگر ذره‌ای اختلال در آب دریای این منطقه صورت گیرد، کویر از سمت گرگان پیشروی می‌کند، در صحرای ترکمنستان تالاب‌های جذب نمک‌داریم که سالیانه ده‌ها میلیون تن نمک از دریا جذب و در آن منطقه انباشته می‌شود و کویر و شوره‌زاری در منطقه شرق داریم. و اگر اختلالی در اینجا رخ دهد آن منطقه شوره‌زاری امکان پیشروی می‌یابد. ازاین‌رو، کار کارشناسی بسیار دقیقی برای سامان‌دهی این امر نیاز است.

۲۰۰تا ۵۰۰ میلیون مترمکعب آب با طرح انتقال برداشت می‌شود

وی در ادامه گفت: همچنین باید آبخیزها نیز تقویت شود، تمام ارتفاعاتی که رودخانه‌های ما از آنجا به دامنه‌های البرز سرازیر می‌شود و در دریای مازندران می‌ریزد، مسیر بسیار کوتاهی دارند، این ارتفاعات باید بازسازی و رودخانه‌ها تقویت شود، با اجرای طرح انتقال، ۲۰۰ تا ۵۰۰ میلیون مترمکعب آب از دریای مازندران برداشت می‌شود و این طرح اساساً مشکل دارد.

پرفسور قبادیان در ادامه گفت: ما با بحران روبرو هستیم. رودخانه‌های کوچک در حال بلعیده شدن هستند و باید بازنگری در انتقال آب صورت گیرد.

اما علی‌محمد شاعری قائم‌مقام معاون رئیس‌جمهور و معاون محیط‌زیست کشور در دولت گذشته نیز در گفتگو با خبرنگار مهر می‌گوید: مخالف طرح انتقال آب دریای مازندران به فلات مرکزی و سمنان هستم چراکه این انتقال آب به صلاح نیست و در سمنان نیز با مشکل روبرو خواهیم شد.

وی اظهار داشت: اساساً دریای دریای مازندران دریاچه و دارای اکوسیستم بسته است و ازلحاظ زیست‌محیطی بسیار شکننده است که کوچک‌ترین دست‌کاری در اکوسیستم دریای دریای مازندران می‌تواند موجب به‌هم‌ریختگی و اختلال در کل دریای دریای مازندران شود.

کوچک‌ترین دست‌کاری در اکوسیستم دریای دریای مازندران می‌تواند موجب به‌هم‌ریختگی و اختلال در کل دریای دریای مازندران شود

وی یادآور شد: اصولاً در اکوسیستم‌های آبی و پهنه‌های این‌چنینی کارشناسان زیست‌محیطی توصیه نمی‌کنند که برداشت آب انجام شود و یا اینکه شیرین سازی آب را داشته باشیم چراکه فرایند شیرین سازی اثر نامطلوب بر این اکوسیستم دریای دریای مازندران دارد و مهم‌ترین آسیب آن، افزایش غلظت شوری آب، به هم زدن بستر زایش و اختلال در شرایط زیستی آبزیان دریایی، کاهش سطح آب و پس‌روی آب دریای دریای مازندران و در مقصد نیز با توجه به اینکه اگر انتقال آب و میزان شیرین سازی در حد لازم نباشد؛ موجب آسیب به اراضی کشاورزی و واحدهای صنعتی در سمنان می‌شود.

شاعری ادامه داد: تخریب مسیر انتقال آب که از دل جنگل‌های انبوه دریای مازندران می‌گذرد ولوله‌هایی که برای انتقال آب در نظر گرفته‌شده است نیز خود آسیب‌پذیری این بخش را افزایش می‌دهد و تخریب جنگل و منابع طبیعی را در پیش خواهد داشت و هزینه بسیار زیادی به همراه دارد و به همین دلیل این طرح اقتصادی نیست و آن را مطابق با استانداردهای زیست‌محیطی نمی‌بینیم.

به گفته وی، برداشت آب از دریای دریای مازندران با قوانین کنوانسیون بین‌المللی مغایرت دارد و لذا کارشناسان محیط‌زیست انتقال بین‌حوزه‌ای را توصیه نمی‌کنند.

برداشت آب در حجم زیاد از دریای مازندران تبعات غیرقابل‌پیش‌بینی به دنبال دارد

منتخب مردم بهشهر، گلوگاه و نکا در انتخابات مجلس دهم افزود: البته شیرین سازی آب اقیانوس‌ها و دریاها در کشورهای مختلف حاشیه خلیج‌فارس و همچنین در دریای عمان و خلیج‌فارس ایران هم در حال انجام است که بخشی از آب موردنیاز را از این طریق تأمین می‌کنند چراکه در کل این دریاها، دریای آزاد است و در کمیت و کیفیت آب خلیج‌فارس تأثیر زیادی ندارد و مشکلی ایجاد نمی‌کند؛ اما دریاچه دریای مازندران بسته است و برداشت آب در حجم زیاد و شیرین سازی آن، تبعات غیرقابل‌پیش‌بینی به دنبال دارد.

قائم‌مقام معاون رئیس‌جمهور و معاون محیط‌زیست کشور در دولت دهم ادامه داد: ضمن اینکه هنوز طرح مطالعات کامل نشده و نیازمند مطالعات تخصصی زیست‌محیطی است که فرایند تهیه و تصویب آن در محیط‌زیست باید انجام شود و به تصویب برسد تا عملیاتی شود و لذا به نظر می‌رسد در شرایط فعلی آب‌های زیادی در سطح کشور داریم که می‌توانیم از شیوه‌ها و راههای مختلف به تأمین آب سمنان برسیم.

وی افزود: از مهم‌ترین این راه‌ها می‌توان اجرای طرح آبخیزداری، کنترل بیولوژیکی آب‌های سطحی، مدیریت آب‌های سطحی و ذخیره‌سازی اشاره کرد.

شاعری ادامه داد: تقویت حوزه‌های آبی، احیای مراتع و جنگل‌ها، جلوگیری از تخریب پوشش گیاهی، افزایش بهره‌وری و مدیریت تولید و مدیریت آب ازجمله راههای مناسب برای جبران کم‌آبی در کشور و عبور از این بحران است و به‌طور اصولی انتقال آب دریای دریای مازندران به سمنان را پیشنهاد نمی‌کنم و مخالف این طرح هستم چراکه این انتقال آب به صلاح نیست و در سمنان نیز با مشکل روبرو خواهیم شد.

آب خلیج فارس به کویر منتقل شود

علی‌محمد شاعری ادامه داد: آبی که از خلیج‌فارس در حال شیرین سازی و انتقال به یزد و کرمان است بهترین گزینه برای انتقال آب به سمنان و بخش مرکزی است که می‌توان با افزایش و توسعه ظرفیت انتقال آب از خلیج‌فارس آب موردنیاز استان سمنان را نیز تأمین کنیم که کوچک‌ترین آسیب به خلیج‌فارس که متصل به دریا است وارد نمی‌شود.

وی تصریح کرد: از سال ۹۱ مجوز آب‌شیرین‌کن در خلیج‌فارس صادرشده و این کار عملیاتی شده است و در حال لوله‌گذاری است که این انتقال آب قابل توسعه در بخش مرکزی و سمنان نیز است و زیرساخت‌های انتقال آب از خلیج‌فارس به بخش مرکزی آماده است و در این راستا نیز سه هزار میلیارد تومان توسط شرکت آب‌شیرین‌کن خلیج‌فارس هزینه شده است و در حال شیرین سازی است.

به گفته وی، با افزایش ظرفیت این پروژه و توسعه آن از هرمزگان، یزد و کرمان به سمنان و بخش مرکزی می‌توان آب موردنیاز این بخش‌ها و استان‌ها را نیز تأمین و شبکه‌ای را در سراسر کشور ایجاد کنیم که این شبکه آب را از خلیج‌فارس تأمین و برداشت و شیرین سازی کند و در بخش کویری ایران آب را به گردش درآورد و به هر میزانی که آب موردنیاز باشد از این شبکه برداشت شود.

وی بابیان اینکه اکنون ۱۰ درصد آب دنیا با فرایند آب‌شیرین‌کن از دریای آزاد تأمین می‌شود، یادآور شد: استفاده از آب خلیج‌فارس ظرفیت و استعداد خوبی برای انتقال آب به سمنان و بخش مرکزی است چراکه سرمایه‌گذاری‌ها و زیرساخت‌ها در این بخش آماده است و با توجه به اینکه خلیج‌فارس دریای آزاد است مشکلی ایجاد نمی‌شود و همچنین می‌توان از سرمایه‌گذاری جدید در دریای دریای مازندران که دریاچه بسته است و توجیه مناسبی ندارد، جلوگیری شود و اثرات زیست‌محیطی کمتری نیز داشته باشیم.

استاندار مازندران: طرح انتقال آب دریای دریای مازندران به سمنان درحد تحقیقات است

ربیع فلاح جلودار استاندار مازندران که تاکنون درباره انتقال آب دریای دریای مازندران به سمنان سکوت کرده بود در گفت‌وگو با خبرنگار مهر سکوتش را شکست و گفت: این طرح در حد تحقیقات است و دولت تدبیر و امید که درواقع دولت محیط زیست است و حفظ محیط‌زیست سرلوحه کارش قرار دارد، کاری بدون ارزیابی زیست‌محیطی انجام نمی‌دهد.

وی درعین‌حال تصریح کرد: در دولت گذشته با بیل و بولدوزر اقدام به اجرای طرح انتقال آب دریای دریای مازندران به سمنان کرده بودند و در این دولت این کار متوقف شد و هم‌اینک در حال بررسی است.

فلاح جلودار یادآور شد: مطمئن باشید دولت کاری بدون ارزیابی زیست‌محیطی انجام نخواهد داد و همه جوانب طرح را بررسی خواهد کرد.

با جدی شدن طرح انتقال آب دریای دریای مازندران به سمنان، در روزهای اخیر فعالان محیط‌زیست و منابع طبیعی به همراه متخصصان اعتراض خود را به فاجعه بزرگ زیست‌محیطی انتقال آب دریای دریای مازندران به فلات مرکزی ایران اعلام کردند و قاطعانه خواستار جلوگیری از اجرای این پروژه مخرب شدند.

کمپین نه به انتقال آب دریای دریای مازندران

همچنین کمپین «نه به انتقال آب دریای دریای مازندران به سمنان» در فضای مجازی شکل گرفت که شماری از اعضای انجمن‌های مردم‌نهاد محیط‌زیست، استادان دانشگاه، نمایندگان مجلس و فعالان رسانه‌ای در آن عضویت دارند.

به گفته کارشناسان محیط‌زیست حتی فکر کردن به این پروژه بسیار خطرناک است خواه آنکه بخواهد به مرحله اجرا درآید. به عقیده این کارشناسان اثرات اجرای پروژه انتقال آب دریای مازندران به سمنان، علی‌رغم اتلاف سرمایه ملی به‌مراتب از سد گتوند وخیم‌تر و وحشتناک خواهد بود.

به گفته آنان اجرای این طرح مستلزم دست‌اندازی و ویرانی غیرقابل‌بازگشت باارزش‌ترین اکوسیستم‌های آسیب‌پذیر و حساس کشور دربرگیرنده دریای دریای مازندران، جنگل‌های هیرکانی، استپ‌های کوهپایه‌ای، کوهستانی و آلپی البرز است.

از دیگر اثرات مخرب زیست‌محیطی اجرای طرح مذکور، نابودی زیست‌بوم‌هایی است که نقش مهمی در پایداری سرزمین کهن و باستانی ایران دارند، لذا اجرای آن نه‌تنها برخلاف موازین تعهدات و کنوانسیون‌های بین‌المللی است، بلکه زیر پا گذاشتن اصل مترقی ۵۰ قانون اساسی است که دولت‌ها را برای تداوم حیات اجتماعی نسل امروز و فردا از چنین فعالیت‌های مخربی منع کرده است.

یک کار خطرناک!

عقل و تدبیر جهانی طرح‌های انتقال آب بین‌حوزه‌ای حتی اگر با صرف انرژی همراه نباشد را بسیار خطرناک می‌دانند و کمتر ارزیابی محیط‌زیستی آن‌ها را تأیید می‌کند، چه رسد که چنین طرحی همراه با فشار بر دریا باشد که از انواع مشکلات زیستی، به‌خصوص کاهش شدید سطح آب و آلودگی‌های بسیار رنج می‌برد.

مساحت جنگل‌های هیرکانی که باقیمانده جنگل‌های دوران سوم زمین‌شناسی است در همین چند دهه به نصف کاهش‌یافته است و اکوسیستم البرز که ازجمله نقاط بی‌نظیر و مهم تنوع زیستی دنیا است و بقای آن تضمین‌کننده حیات ساکنان داخلی فلات ایران است به مخاطره افتاده است.

مسئله‌ای که از سوی دیگر مطرح است نمک باقی‌مانده از شیرین کردن میلیون‌ها مترمکعب آب دریا است که در مبدأ می‌تواند مشکلات بسیاری را با خود به همراه بیاورد.

نخست آنکه آبی که از دریای مازندران گرفته می‌شود مقدار زیادی نمک بر جای می‌گذارد که اگر به دریا بازگردد غلظت نمک را در آب منطقه بالا می‌برد و اکوسیستم ساحل را تحت تأثیر قرار می‌دهد و اگر در خارج از دریا تخلیه شود مشکلات دیگری را برای منطقه ایجاد می‌کند.

همچنین باید به یاد داشته باشیم که مسیری که آب از آن رد می‌شود نیز می‌تواند مشکلاتی را در اکوسیستم مسیر ایجاد کند، نمکی که از فعالیت کارخانه‌های آب‌شیرین‌کن باقی می‌ماند به طبیعت برمی‌گردد و حیات را تا شعاع چندین کیلومتری تحت شعاع قرار می‌دهد و زندگی گیاهان و جانوران را با خطر مواجه می‌کند.

کاملاً منطقی به نظر می‌رسد که بهره‌برداری از آب دریای مازندران و انتقال آن به منطقه‌ای دیگر با عکس‌العمل کشورهای صاحب حق در این دریاچه همراه باشد

از منظر اجتماعی هم می‌توان گفت بر اساس بررسی و طرح مطالعاتی ارائه‌شده به محیط‌زیست، پروژه شیرین سازی آب دریای مازندران و انتقال آن به سمنان حدود شش هزار میلیارد تومان (و برآورد دقیق‌تر آن ۹ هزار میلیارد تومان) بودجه لازم دارد، البته در این محاسبه فقط هزینه اجرای پروژه در نظر گرفته‌شده و خسارت‌های اکولوژیکی در نظر گرفته نشده است.

چنانچه همگان می‌دانند دریای مازندران میان پنج کشور ایران، روسیه، ترکمنستان، قزاقستان و جمهوری آذربایجان مشترک است و بعد از تقسیم‌بندی این دریا میان کشورهای تازه استقلال‌یافته شوروی سابق، سهم ایران از این دریاچه از ۵۰ درصد به ۱۱.۳ درصد کاهش یافت و البته بعد از تعیین رژیم حقوقی دریای مازندران توافق شد هرگونه بهره‌برداری و عملیاتی در این دریاچه با توافق همگانی انجام شود کما این‌که ساخت جزیره در دریای مازندران توسط جمهوری آذربایجان اعتراضات کشورهای همسایه ازجمله ایران را در پی داشت.

بنابراین به نظر می‌رسد که بهره‌برداری از آب دریای مازندران و انتقال آن به منطقه‌ای دیگر با عکس‌العمل کشورهایی که خود را صاحب حق در این دریاچه می‌دانند، همراه باشد.

مرور اظهارنظرها در مورد اجرای طرح انتقال آب دریای مازندران

پرفسور عطاءالله قبادیان عضو هیئت‌علمی دانشگاه وین اتریش: دریای دریای مازندران حدود هشت ‌تا ۱۰ میلیارد مترمکعب با کمبود آب مواجه است، یعنی دارای بیلان منفی است. اساس طرح تصفیه آب در مازندران اشتباه است زیرا ما حق نداریم در مازندران آب‌شیرین‌کن بگذاریم. این امر یک فاجعه است

علی‌محمد شاعری قائم‌مقام معاون رئیس‌جمهور و معاون محیط‌زیست کشور در دولت دهم: 
انتقال آب دریای مازندران به صلاح نیست و در سمنان نیز با مشکل روبرو خواهیم شد. اساساً دریای دریای مازندران دریاچه و دارای اکوسیستم بسته است و ازلحاظ زیست‌محیطی بسیار شکننده است که کوچک‌ترین دست‌کاری در اکوسیستم دریای دریای مازندران می‌تواند موجب به‌هم‌ریختگی و اختلال در کل دریای دریای مازندران شود. تخریب مسیر انتقال آب که از دل جنگل‌های انبوه دریای مازندران می‌گذرد ولوله‌هایی که برای انتقال آب در نظر گرفته‌شده است نیز خود آسیب‌پذیری این بخش را افزایش می‌دهد و تخریب جنگل و منابع طبیعی را در پیش خواهد داشت

منتخب مردم بهشهر، گلوگاه و نکا در انتخابات مجلس دهم

فرایند شیرین سازی اثر نامطلوب بر این اکوسیستم دریای دریای مازندران دارد و مهم‌ترین آسیب آن، افزایش غلظت شوری آب، به هم زدن بستر زایش و اختلال در شرایط زیستی آبزیان دریایی، کاهش سطح آب و پس‌روی آب دریای دریای مازندران و در مقصد نیز با توجه به اینکه اگر انتقال آب و میزان شیرین سازی در حد لازم نباشد؛ موجب آسیب به اراضی کشاورزی و واحدهای صنعتی در سمنان می‌شود

ربیع فلاح جلودار استاندار مازندران: طرح در حد تحقیقات است و دولت تدبیر و امید که درواقع دولت محیط زیست است و حفظ محیط‌زیست سرلوحه کارش قرار دارد، کاری بدون ارزیابی زیست‌محیطی انجام نمی‌دهد. اثرات اجرای پروژه انتقال آب دریای مازندران به سمنان، علی‌رغم اتلاف سرمایه ملی به‌مراتب از سد گتوند وخیم‌تر و وحشتناک خواهد بود. از دیگر اثرات مخرب زیست‌محیطی اجرای طرح مذکور، نابودی زیست‌بوم‌هایی است که نقش مهمی در پایداری سرزمین کهن و باستانی ایران دارند

آسیب به جنگل‌های هیرکانی

نمکی که از فعالیت کارخانه‌های آب‌شیرین‌کن باقی می‌ماند به طبیعت برمی‌گردد و حیات را تا شعاع چندین کیلومتری تحت شعاع قرار می‌دهد وزندگی گیاهان و جانوران را با خطر مواجه می‌کند

هرچند عده‌ای به‌اشتباه معتقدند با توجه به این‌که دریای مازندران ۴۰۰ هزار کیلومترمربع مساحت و ۳۰۰ متر عمق میانگین دارد و میزان برداشت ما تأثیری در شرایط آن نمی‌گذارد، اما بسیاری از کارشناسان اعتقاددارند اگر طرح انتقال آب دریای دریای مازندران به سمنان کلید بخورد، فاجعه‌ای دیگر در محیط‌زیست ایران رقم‌زده می‌شود.

احیای دریاچه‌های کویر ایران با پمپاژ آب دریای عمان

احیای دریاچه‌های کویر ایران با پمپاژ آب دریای عمان

گفت‌وگوی منتشر نشده با مهندس هومان فرزاد، طراح اصلی احیای کویرهای ایران

شما ارائه‌کننده طرح‌های گوناگونی در زمینه انرژی‌های بادی و خورشیدی و منابع ناشناخته آب به سازمان پژوهش‌های علمی و صنعتی ایران هستید اما سوالم درباره یکی از طرح‌های جنجالی شماست. تز احیای دریاچه‌های کویر ایران دیگر چیست؟ مگر کویرهای ایران قبلا دریاچه بودند که باید هم‌اکنون احیا شوند و اساسا چه نیازی به احیای آنها احساس می‌شود؟
البته با واژه جنجالی موافق نیستم چراکه اصلا با این جور کارها موافق نیستم. بنده فقط وظیفه علمی و ملی‌ام را انجام می‌دهم. عرض می‌شود علم زمین‌شناسی به ما می‌گوید، هزاران سال قبل کویرهای ایران قسمتی از دریایی بوده‌اند بزرگ و شور. تبخیر این دریا به ریزش باران‌هایی در اطراف آن کمک می‌کرده است و این باران‌ها و رطوبت دریاچه‌ها، کوهستان‌ها و دشت‌های اطراف را به جنگل‌ها و علفزارهای وسیع با داشتن چشمه‌سارها و آبگیرهای متعدد تبدیل می‌کرد.
حدود 5 تا 10 هزار سال قبل، این دریا کم‌کم از بین رفت و خشک شد. مراتع و علفزارها چند قرنی کمتر و جنگل‌ها چند قرنی بیشتر دوام آوردند ولی بالاخره از آن همه مواهب، جز لکه‌های کم‌اهمیت، چیزی باقی نماند تا آنجا که در 2500 سال پیش داریوش هخامنشی نیز خطر خشکی و خشکسالی را با اهمیت فراوان یاد می‌کند.
اگر این کویرهای خشک شده، پرشدنی بودند که با گذشت این همه سال، جذب گذشتگان ما آنها را پر کرده بودند آیا آنها می‌توانستند و نکردند و یا...؟
آنها کم‌کاری نکردند. بلکه به اندازه فهمشان کار کردند. آنها این کار را نکردند، برای اینکه نمی‌توانستند. ابزار و اطلاعات لازم و کافی در اختیار نداشتند اما وضع ما با آنان فرق دارد. اکنون ما به علوم جدید آخرین دستاوردهای تکنولوژی مسلحیم و قادر به انجام کارهای بسیار بزرگ هستیم. در این مورد قدر مسلم آن است که کاسه‌های عظیمی که کویرهای فعلی ایران را تشکیل می‌دهد (دشت کویر، لوت و جازموریان) آب‌های دریاچه‌های قدیم ایران را در خود نگاه می‌داشتند. اگر امکان پر کردن این کاسه‌ها با وسایل صنعتی جدید از آب دریای عمان در بین باشد، بازگردانیدن آن سرسبزی‌ها و زندگی گذشته و بلکه بهتر از آن در اطراف این دریاچه‌ها دوباره میسر خواهد بود. زیرا با عرضه کردن آب در سطوح وسیع دریاچه‌ها و کانال‌ها و اثرات و امکانات آن، نیروی عظیم خورشید را هم برای آبادانی کشور به کار گرفته‌ایم.
آیا این کار عظیم، با آب شور دریا عملی خواهد بود؟ 
بله با آب شور، چرا تعجب می‌کنید؟! مگر سرسبزی مازندران و گیلان بر اثر مجاورت با دریای شور خزر ایجاد نشده است؟ مگر منبع حیات و زندگی ما در روی زمین، همین آب شور دریاها و اقیانوس‌ها نبوده است؟ مگر همه آب‌های شیرین روی زمین از ریزش ابرهایی که از اقیانوس‌های شور بر می‌خیزند، حاصل نمی‌شود؟ مگر امروز وسایل شیرین‌کن آب دریا برای شرب رایج نشده است. (آخرین خبرهای روز حاکی از آن است که قرار است 17 استان کشور به تاسیسات آب شیرین کن در مجاورت دریای عمان، خلیج‌فارس و خزر مجهز شوند گزارشگر)
و مگر به زودی این امکان برای زراعت مطرح و میسر نمی‌شود؟ اگر این طور است، پس دیگر چرا از آب شور دریا بترسیم و آیا چاره‌ای دیگر برای تامین آب شرب داریم؟ بدانید که در آتیه‌ای نزدیک، برای تامین احتیاجات مملکت، به طور منظم به روزی یک‌هزار میلیون مترمکعب آب نیازمندیم که این مقدار آب را از هیچ منبع دیگری نمی‌توانیم تحصیل کنیم جز دریای عمان.
شما یک نفر هستید و طبعا یک نفر قادر نیست در تمام زمینه‌های لازم چنین طرحی که به گفته شما در دنیا بی‌نظیر است، کار کند. برای انجام مطالعات کافی و علمی و گسترده در این زمینه، اگر نگوییم به یک سازمان منظم و متخصص که دست‌کم به گروه بزرگی از متخصصان و محققان نیاز داریم تا ویژگی‌ها و مسایل فراوان فنی و مهندسی و مالی آن را مورد مطالعه و بررسی دقیق قرار دهند، این کار مهم به عهده کیست؟
کاملا درست است. بررسی جزییات مباحث مختلف این طرح به مطالعات بسیار عمیق‌تر و همکاری کامل چندین گروه از علمای تراز اول و مهندسین عالی مقام در کلیه رشته‌ها از جمله زمین‌شناسی، هواشناسی، دریاشناسی، هیدرولوژی، هیدروژئولوژی، هیدرولیک، سدسازی، انرژی اتمی، تولید نیرو، تقسیم نیرو، مکانیک، بیولوژی، کانال‌سازی، جاده‌سازی، مهندسی تاسیسات دریایی، متخصصان تکنیک‌های پیشرفته در تمام رشته‌های فوق نیاز دارد. برای انجام این مطالعات گسترده، تیم‌های مختلف از متخصصین باید تحت نظر دستگاه‌ معینی از دولت همکاری کنند و بعد از تعیین ارقام و اعداد قطعی در واریانت‌های مختلف و تهیه نقشه‌های آبی رنگ (Blue Prints)، پروژه تحت مداقه متخصصان مالی و اقتصادی قرار می‌گیرد تا میزان اعتبارات موردنیاز و زمان پروژه و برنامه‌ریزی برای اجرا مشخص شود.
این مطالعه در چند مرحله باید صورت گیرد؟
برای انجام مطالعات چنین پروژه‌هایی دو مرحله طی می‌شود: 
مرحله نخست به مطالعات مقدماتی معروف است (Prefeasibility study) که بعد از جمع‌آوری آمار و ارقام لازم، قسمت مهم آن به دست علمای متخصص و در دانشگاه‌ها یا موسسات تخصصی با دقت تمام روی مدل‌های هیدرولیک و دینامیک انجام و محاسبات و نتایج آن روی کامپیوترها با دقت تمام انجام و تعیین می‌شود. در اینجاست که معلوم می‌شود، آیا اصولا باید دنبال این پروژه را گرفت یا خیر.
و مرحله دوم که مطالعات قطعی نام دارد به Feasibility study موسوم است و به نظر بنده حداقل 5 سال وقت نیاز دارد.
این دو مرحله از تحقیقات به نظر شما به چه مبلغی از هزینه نیاز دارد؟
برای مطالعات اول، 10 میلیون دلار و برای مطالعات قطعی یکصد میلیون دلار پیش‌بینی می‌کنم اما لازم است یک نکته را توضیح دهم که حائز اهمیت است و آن این است که اگر مبالغ مذکور را صرف مطالعات کردیم و در پایان مطالعات متخصصان کار متوجه شدند که پروژه به دلایلی مستدل و علمی و منطقی و اقتصادی، عملی و شدنی نیست،‌چیزی را از دست نداده‌ایم و هزینه مذکور هم هزینه گمشده‌ای محسوب نمی‌شود چراکه از این مطالعات حقایق مهم و باارزشی نفیا و اثباتا به دست خواهد آمد که برای کشور و برنامه‌های آینده آن بی‌اندازه باارزش و قابل استفاده خواهد بود.(توضیح: گفتنی است اکنون پس از گذشت 20 سال از این مصاحبه کشور و دولت ما از این مراحل عبور کرده و مسوولان امر هزاران صفحه تحقیق و مطالعه و تفحص و دستاورد بسیار ارزشمند متخصصان را در چندین مرحله از کار مطالعاتی به عنوان پشتوانه اجرای طرح پیش‌رو دارند) 
به علت اهمیت موضوع اجازه دهید سوال اول را طور دیگری مطرح کنم شما اساسا با طرح «کانال‌ها و احیای دریاچه‌های ایران که در سال 1345 به سازمان پژوهش‌ها ارائه شد و سپس در تاریخ‌های 1347و 1363 آن را مورد تجدیدنظر و مطالعه مجدد قرار دادید آیا می‌دانید چه هدفی را دنبال می‌کنید و به اهمیت و عملی بودن آن موافقید؟
درست است اصل طرح به تاریخ 15 دی‌ماه 1345 برمی‌گردد در این تاریخ من بوشهر بودم در تجدیدنظر اول زمانی بود که به دزفول در 27 شهریور 1349 و سرانجام این طرح را در بهمن‌ماه سال 1363 در تهران تکمیل کردم و با تکنولوژی روز تطبیق دادم اما در پاسخ به سوال‌تان باید عرض کنم می‌خواهیم در کنار دریای عمان، مرکز تولید نیرو و تلمبه‌خانه عظیمی به وجود آوریم که به وسیله کانال بسیار بزرگی آب دریا را اول به مرداب جازموریان و سپس به کویر لوت و از آنجا به دشت کویر آنقدر بریزیم که این کاسه‌ها پر شوند تا جایی که به دریاچه قم و کویر کاشان برسد و به این ترتیب امکان ایجاد بندر تجاری مهمی در آن حوالی فراهم شود. لازم به یادآوری است که بنده برای محاسبات و پیش‌بینی‌های خود برای طراحی پروژه و چگونگی پمپاژ آب از دریای عمان به کویر از نقشه‌های برجسته شرکت‌های عامل نفت (کنسرسیوم) و نیز سازمان نقشه‌برداری کشور استفاده کرده‌ام.
آیا این فکر (فکر پر کردن کویر با آب دریا) قبلا در جایی یا در کشورهای دیگر مطرح شده است؟
بله. این فکر جدیدی نیست این ایده قبلا هم از طرف بعضی از متفکران عنوان شده است ولی باید توجه کرد که اولا کویرهای ایران همسطح دریا نیستند و ثانیا به همان دلیلی که این دریاچه در قدیم خشک شده، اکنون هم پس از پر شدن احتمال خشک شدنش می‌رود. آری مشکلات بزرگی در راه است که شایان دقت و مطالعه بسیار می‌باشد اما باید ایمان راسخ داشته باشیم که امروز به کمک علم و صنعت قادر به حل دشواری‌های این کار خواهیم بود. صمیمانه می‌گویم برای انجام پروژه‌های بزرگ، همیشه دید وسیع و همت بلند لازم است.
پس چرا معطلیم و از چه می‌ترسیم؟
آری نباید بترسیم. ما در سواحل جنوبی کشور خود با دریای آزاد مربوط هستیم. در این قرن که امکان ایجاد کارخانجات عظیم تولید برق اتمی با قدرت میلیون‌ها کیلووات و امکان ایجاد تلمبه‌خانه‌های بزرگ با قدرت هزاران مترمکعب در دقیقه به هر ارتفاعی مطرح است. در این دنیا که به زودی علم و صنعت ما را قادر می‌سازد تاسیسات نیروی خورشیدی را در سطح کشور خودمان چه برای تولید نیروی برق و چه برای تصفیه آب‌های شور بر مقیاس‌های بزرگ زراعی مستقر کنیم و با توجه به اینکه ما ایرانیان در ردیف اولین ملت‌هایی بوده و هستیم که در دنیا سدها و کالاهای بزرگ آبیاری را در مقیاس مملکتی انجام داده‌ایم نباید از طرح پروژه‌های بزرگ برای آبادی کشور خود بهراسیم. راستی چرا اساسا چنین طرحی را با برنامه‌ای مثلا 30 ساله هدف ملی و درجه یک خود قرار ندهیم.
اغلب خوانندگان روزنامه و علاقه‌مند که پروژه دریاچه‌های کویر شما را خوانده‌اند، می‌پرسند شما چطور می‌خواهید یک رودخانه آب را از بحر عمان که صدها متر پایین‌تر از کویر لوت و دشت کویر است و صدها کیلومتر از آنها فاصله دارد، رو به بالا جریان دهید و از طرف دیگر کشتی‌های ده‌ها هزار تنی را چگونه با این شیب زیاد رو به بالا هدایت کنید؟
سوال بسیار بجایی است. امروزه تکنیک بالا دادن آب و مایعات به وسیله تلمبه‌ها امکان‌پذیر است مثلا همه می‌دانند که امروزه نفت در لوله‌ها از آبادان به پالایشگاه تهران می‌رسد و این لوله‌ها از کوه‌های مرتفع لرستان عبور می‌کنند و در نقاط لازم، تلمبه‌های قوی روی آن کار گذاشته‌اند تا نفت را از سربالایی‌ها عبور دهد و به تهران برساند. اما شاید همه ندانند که این تکنیک حدی دارد که نمی‌توان از آن تجاوز کرد مثلا از یک لوله به قطر 36 اینچ (حدود 92 سانتیمتر) نمی‌شود بیش از چند مترمکعب در ثانیه نفت عبور داد و اصولا قطر یک لوله آهنی برای حمل نفت را بیش از یک متر نمی‌شود گرفت زیرا اولا قطعات آن لوله آنقدر سنگین می‌شود که حمل آنها مشکل است و ثانیا ضربات مایع تحت فشار آن را متلاشی می‌کند. به دلایل فنی و اقتصادی هم نمی‌توان به خاطر تحمل ضربات، جدار لوله‌ها را بیش از حد ضخیم گرفت.
حال برای رساندن آب به توربین‌های آبشارها در فواصل کوتاه ساخت لوله‌هایی به قطر شش متر ممکن شده است اما به علل فنی و اقتصادی نمی‌توان این کار را برای هزاران کیلومتر عملی کرد، لذا لوله‌کشی در فواصل هزاران کیلومتر فقط برای حمل نفت مقرون به صرفه است اما برای آب به مقادیر عظیمی برای عمران و آبادی میلیون‌ها هکتار زمین نیازمندیم. لوله‌کشی نه مقرون به صرفه است و نه ممکن.
پس چه باید کرد؟
در چارچوب طرح احیای دریاچه‌های کویر ایران لازم است هر شبانه‌روز حدود هشت میلیون مترمکعب آب دریای عمان را به داخل کشور و به طور سربالا هدایت کنیم. اگر بخواهیم این کار را با لوله‌کشی انجام دهیم، حداقل دو هزار رشته لوله به قطر یک متر و چندین هزار تلمبه‌خانه در طول راه لازم است تا این مقدار آب را به بالا انتقال دهد. از آن گذشته در لوله‌ها که نمی‌شود کشتیرانی کرد و این در حالی است که یکی از هدف‌های طرح احیای کویرها، کشتیرانی در رودخانه و کانال انتقال آب است.
یک سوال مهم دیگر. حال فرض کنیم آمدیم و توانستیم این دریاچه‌های کویری را پر کنیم. احتمال اینکه سیستم آب‌های شیرین زیرزمینی به هم بخورد و شور شود، چقدر است. با توجه به اینکه گفته می‌شود شوری آب دریای عمان سه برابر شوری آب دریای خزر است.
این ایراد ابدا وارد نیست. چرا؟ توجه کنید! به علت وجود کوه‌ها و سرزمین‌های بلندتر و فواصل بعید در اطراف دریاچه‌ها، زیرا ما به تجربه می‌بینیم که از آب شیرین چاه‌ها در ویلاهای واقع در چند متری دریای مازندران و در زمین‌های ماسه‌ای که به دریا متصل است، به طور منظم استفاده می‌شود. وانگهی حالت مخازن آب‌های زیرزمینی در طبیعت به صورت کاسه‌‌های مجزای «آلوویال» است نه به صورت ظروف مرتبط در تمام مملکت.
اما این احتمال می‌رود که آب برخی چاه‌ها یا قنات‌های موجود در اطراف کویر تا حدود سطح دریاچه شور شود. در این مورد باید گفت این آب‌های شیرین آنچنان کم و غیرقابل اطمینان هستند که فعلا همه‌روزه و دسته‌دسته به خشکی می‌گرایند یا شور می‌شوند و کویرها با سرعت چند کیلومتر در سال در این‌گونه زمین‌ها پیشرفت می‌کنند. لذا منافع عظیم احداث دریاچه‌ها در برابر عدم استفاده از قسمتی از این چاه‌ها ابدا قابل بحث و مقایسه نخواهد بود، با مطالعات دقیق‌تر این مطلب با اتکا به ارقام روشن خواهد شد.
بسیار خوب! حالا می‌پرسیم حجم آبی که باید از دریای عمان به کویر پمپاژ شود، اولا چه مقدار است ثانیا به چند مگاوات برق نیاز دارد؟
سوال خوبی است. قبلا از میزان آب انتقالی صحبت کردم و گفتم هر شبانه‌روز حدود هشت میلیون مترمکعب آب را باید پمپاژ کنیم. توجه کنید! آب شور دریای عمان از دو رشته کانال در طرفین دریاچه جازموریان به داخل کشور جاری خواهد شد. برای این منظور روی هر کدام از این دو رشته کانال حدود 20 دستگاه سد مخصوص بیضی‌شکل با تلمبه‌خانه (بامرودها) تاسیس خواهد شد. قدرت بالادهی آب در هر مجموعه تلمبه‌خانه حدود 1500 مترمکعب در ثانیه خواهد بود.
طبق محاسبات بنده مجموع قدرت برقی که برای این کار لازم است حدود 12 هزار مگاوات خواهد بود.
(توضیح: در این قسمت مهندس فرزاد برای تامین این مقدار عظیم برق موردنیاز چند پیشنهاد ارائه می‌دهد از جمله ساخت و نصب چند نیروگاه اتمی دومنظوره، راه‌اندازی نیروگاه‌های خورشیدی و استفاده از جزرومد دریای عمان در نیروگاه تنگه هرمز و ... که به علت نکات فنی و پرهیز از طولانی شدن مصاحبه و پاسخ از آن صرفنظر می‌کنیم. این قسمت شاید در آینده به طور جداگانه منتشر شود.)
در مورد سوال قبلی درباره عبور آب از سربالایی یک مشکل وجود دارد.
چه مشکلی؟
ارتفاعات کویرهای ایران یکسان نیست. این 400 متر ارتفاع مربوط به سطح دریای عمان تا کویر لوت است پس بقیه ارتفاع چه می‌شود؟
کاملا درست است. سطح دریاچه جازموریان حدود 350 متر، سطح دریاچه کویر لوت حدود 400 متر و سطح دریاچه دشت کویر حدود 800 متر بالاتر از سطح دریای عمان است. بنابراین و به ناچار پمپاژ آب دریا باید به مقدار زیاد در ارتفاعات و مراحل مختلف انجام شود و برای این کار به تاسیسات مخصوص و کانال‌های بزرگ نیاز خواهیم داشت. باید توجه داشت مقدار این پمپاژ باید آنقدر زیاد باشد که به تبخیر سطحی دریاچه‌های کویر و سایر عوامل مثل نفوذ آب در زمین مخصوصا در سال‌های اول فائق آید و بتواند دریاچه‌ها را پر کند و البته این پمپاژ نباید هرگز قطع شود تا اینکه سطح دریاچه‌ها ثابت بماند.
مساله تبخیر آب دریاچه‌ها، سوالی است که بعدا خواهیم پرسید، اما پاسخ سوال قبلی نیمه‌کاره ماند. شما برای انتقال آب به ارتفاع 400 متری و بعد از آن به ارتفاع 800 متری (از کویر لوت تا دشت کویر) از تاسیسات مخصوص سخن گفتید. این تاسیسات مخصوص کدام‌اند؟
باز هم سوال خوبی کردید. این تاسیسات عبارت است از مجموعه‌ای از کانال‌ها، تلمبه‌خانه‌ها، «لاک‌ها» و «بامرودها».
کانال‌ها و تلمبه‌خانه‌ها را که توضیح دادید، اما «لاک‌ها» و «بامرودها» چیستند و از کجا آمده‌اند؟
عمل لاک‌ها (LOCKS)، عبور دادن کشتی‌ها از بلندی‌ها و سرازیری‌هاست که به ارتفاعات کوچک‌تر مثلا 30 متر به 30 متر تقسیم می‌شوند (تصویر شماره یک) و برای این عمل به آب و تلمبه‌خانه و نیروی برق نیاز دارند.
اما «بامرودها»: عمل بامرودها تامین دائمی آب برای سرتاسر کانال و لاک‌هاست تا آب همیشه در قطعات مسطح کانال در سطحی ثابت بماند و ترافیک کشتی‌ها تامین شود و به گل ننشینند. اگر زیر تاسیسات آبرسانی بایستید، به نظر می‌رسد رودخانه بزرگی را روی بام مشاهده می‌کنید و بنده، 30 سال قبل (30 سال قبل یعنی 1345، 30 سال قبل از سال 75) این منظره را دیدم و آن را «بامرود» نامیدم. این اصطلاح امروز در این پروژه شناخته شده است. در آن تاریخ، سعی کردم یک «بامرود» و چند «لاک» را توامان طراحی کنم. امروز مسلما با استفاده از تکنولوژی روز (سال 1375) این طرح توامان بسیار کامل‌تر از گذشته قابل طراحی است. 
فهم و تصور دقیق این پدیده‌ها (لاک‌ها و بامرودها) به توضیح بیشتری نیاز دارد.
حق با شماست. البته به علت نکته‌های فنی، نیاز به دقت و حوصله دارد. آیا خوانندگان شما حوصله‌شان از توضیحات فنی سر نمی‌رود؟
چرا، پس لطفا توضیح فنی ارائه ندهید.
ای به چشم! باید بدانیم که عبور از هر لاک فقط به صورت یکطرفه ممکن است. لذا در هر نقطه از کانال دو دستگاه لاک مورد نیاز است. یکی رو به شمال و یکی رو به جنوب تا کشتی‌ها بتوانند از هر طرف که می‌رسند، رد شوند. حال اگر یک کشتی به دلایلی مثلا تخلیه کامل بار یا تعمیر بخواهد برگردد بنابراین باید استخرهای دور زدن در طول مسیر و در نقاط مختلف و مناسب، پیش‌بینی و طراحی شود. این استخرها یا دریاچه‌های کوچک می‌توانند استخرهای ذخیره آب باشند برای تنظیم سطح آب کانال.
(توضیح: در مورد «بامرودها» مهندس فرزاد توضیحات مفصل دیگری داده است که شاید مناسب این گفت‌وگو نباشد ان‌شاءالله بماند برای یک فرصت و شماره دیگر که به همراه برخی دیگر از مسائل فنی به آن خواهیم پرداخت.)
ببخشید، پس با این حال، ما دو نوع لاک خواهیم داشت، بله؟!
درست است. لاک‌ها دو نوع هستند. لاک‌های صعودی و لاک‌های نزولی. و باید بدانید که «بامرودها» نیز دو نوع هستند؛ صعودی و نزولی. صعودی‌ها برق مصرف می‌کنند تا آب را بالا بکشند ولی بامرودهای نزولی تولید برق می‌کنند. به این ترتیب ملاحظه می‌کنید طراحی این کانال‌ها، چه کار مشکل و سنگینی است.
مهندسان طراح و مشاور باید حین طراحی دستگاه‌های فوق، نهایت صرفه‌جویی را در ساختمان کانال و مصرف برق و تسهیل عبور و مرور و ارتباطات و منظم بودن ترافیک رعایت کنند.
با این ترتیبی که می‌فرمایید، ما به تعداد زیادی از این لاک‌ها در ساختمان کانال نیاز خواهیم داشت. درست است؟
دقیقا! لاک‌های بالابرنده کشتی‌ها با ارتفاعات متفاوت و به طور متوسط 30 متر حدود 190 دستگاه در طول دو هزار کیلومتر کانال باید نصب شود که هر کدام بسته به موقعیت خود باید جداگانه طراحی شوند. به هر حال مسائل پیچیده صعود و نزول کشتی‌ها در کانال، به طور همزمان و در کنار هم باید حل و فصل شوند.
و تعداد بامرودها؟
بامرودها که در واقع همان ایستگاه‌های تلمبه‌خانه آب دریا برای پر کردن کانال و نگهداری سطح آب در سرتاسر کانال هستند. این بامرودها در کانال جنوبی به طول 1300 کیلومتر، تقریبا هر کدام 3/82 مترمکعب در ثانیه آب دریای عمان را به ارتفاع 30 متر بالا می‌دهند و در کانال شمالی به طول 700 کیلومتر حدود 3/44 مترمکعب در ثانیه، آب دریای خزر را به بالا منتقل می‌کنند.
با اجازه شما رسیدیم به مساله مهم و بسیار اساسی تبخیر آب‌ها. چگونه می‌توان اطمینان یافت که آب تبخیر شده دریاچه‌های لوت و نمک پس از پر شدن از فراز مرزهای ما خارج نشوند و بخار حاصل از آن تبخیرها، ریزش باران‌های زیاد را در پی داشته باشد؟ چه تضمینی وجود دارد که تبخیر آب این دریاچه‌ها موجب تغییر آب و هوای این مناطق شود آن هم در شرایطی که آب و هوای کره زمین رو به گرمی بیشتر دارد؟
آفرین! بسیار سوال خوب و مهمی است. لطفا توجه کنید به مطالبی که می‌گویم. در مورد مقدار تبخیر در کویرهای ایران باید توجه کنیم که اگر مثلا دریاچه کوچکی مثل دریاچه قم در وسط یا کنار کویر باشد، مسلما مقدار تبخیر آن از سه متر در سال هم متجاوز خواهد شد اما اگر تمام کویرهای ایران را از طریق پمپاژ به ارتفاع 400 متری و از آنجا به ارتفاع 800 متری به دریاچه تبدیل کنیم (مطابق با پروژه) طبعا تمام منطقه خنک می‌شود و بادهای سوزان دیگر وجود نخواهند داشت و اساسا وضع آب و هوایی منطقه معتدل‌تر می‌شود. لذا مقدار تبخیر آب هم احتمالا کمتر می‌شود. (احتمالا در شماره بعد درباره این دریاچه‌ها و میزان گنجایش آنها سخن خواهیم گفت).
احتمالا؟
بله احتمالا! نمی‌توان به طور یقین صحبت کرد. باید دانست که دریای خزر هم که طبق آخرین محاسبات سالی حدود یک متر تبخیر دارد، در کنار کویر عظیم قره‌قوم ترکمنستان قرار گرفته و بادهای داغ این کویر همه ساله سطح دریای خزر را نوازش می‌کنند، لذا اگر ما فرض کنیم که تمام کویرهای ایران به دریاچه تبدیل شده باشند، محاسبه سالی 5/1 متر تبخیر برای محاسبات مقدماتی غیرواقع‌بینانه نخواهد بود.
آیا محاسبات دیگری از میزان این تبخیرها وجود ندارد؟
وجود دارد. ک نیپوویچ دانشمند معروف شوروی که چندین سال رییس کمیسیون تحقیقات بحر خزر بوده در سال 1992 نشان داد که مقدار تبخیر دریای خزر در سال حدود 40/1 متر است. از سوی دیگر آی آداباشف سرمهندس دیگر شوروی در سال 1966 تبخیر دریای خزر را با دقت 414 کیلومتر مکعب محاسبه کرده است که با توجه به سطح خزر (420 هزار کیلومترمربع) حدود یک متر در سال می‌شود. حال اگر سطح دریاچه‌های کویرهای ایران را 75 هزار کیلومترمربع فرض کنیم و مقدار تبخیر را نیز 5/1 متر در سال حساب کنیم، زیاد از حقیقت دور نشده‌ایم. در نتیجه برای نگهداری سطح فوق بعد از پر شدن دریاچه‌ها، سالی حدود 113 کیلومترمکعب آب تازه نیاز داریم که از دریای عمان پمپاژ کنیم. باید توجه داشت که مقدار این پمپاژ باید آنقدر زیاد باشد که به تبخیر سطحی دریاچه‌ها و سایر عوامل مثل میزان و مقدار آب نفوذی در زمین‌های کویر مخصوصا در سال‌های اول فائق آید و این پمپاژ هرگز نباید قطع شود تا سطح دریاچه‌ها ثابت بماند.
آیا میزان و مقدار نفوذ آب در زمین‌های کویر را محاسبه کرده‌اید؟
این رقم به این صورت قابل پیش‌بینی است که بدانیم زیر شن‌های کویر، آب شور و شاید مقداری از آب شور دریاهای قدیم موجود باشد و به همین دلیل بعد از رگبارهای شدید و باران‌های دوش‌آسایی که هرچند سال یک‌بار در حوزه کویر و دامنه‌های مجاور آن می‌بارد، بخش اعظم لوت و دشت کویر به باتلاق‌های وسیعی تبدیل می‌شود. اما شکی در آن نیست که میزان نفوذ آب در قسمت‌هایی از دریاچه که فعلا خشک است ولی شنی است و بعدا پر می‌شود، زیاد خواهد بود. ما این میزان را با توجه به حجم شن این قسمت و آزمایش‌های نفوذپذیری خاک و ماسه با تقریب غیردقیق حدود سالی 30 کیلومترمکعب محاسبه کردیم. این محاسبه باید با نقشه‌برداری‌های دقیق و مفصل مورد مطالعه و دقت قرار گیرد و با مدارک غیرقابل تردید ثابت شود که در زیر این کویرها، آیا طبقه غیرقابل نفوذ وجود دارد یا خیر و این یکی از مهم‌ترین سوالات است.
هم شما خسته شدید و هم من و هم احتمالا این وجود دارد که حوصله خوانندگان محترم هم بعد از این سر برود. بنابراین اگر موافق باشید گفت‌وگو را پایان دهیم و باقی موارد و شرح نکات فنی دیگر را بگذاریم برای بعد.
موافقم و متشکرم. موفق باشید.

سد آکوسومبو و پروژه برق آبی آکوسومبو

سد آکوسومبو 

سد آکوسومبو که با نام پروژه برق آبی آکوسومبو نیز شناخته می شود سدی است در  جنوب شرقی کشور غنا که بر روی رود ولتا در تنگه آکوسومبو ساخته شده‌ و بخشی از نیروگاه رودخانه ولتا محسوب می شود. ساخت این سد و آبگیری آن در بخشی از حوزه رودخانه ولتا سبب ایجاد دریاچه ولتا شده‌است. دریاچه ولتا با وسعت ۸٫۵۰۲ کیلومتر مربع بزرگترین دریاچه ساخت دست بشر است که 8502 کیلومتر مربع ( 6/3 درصد) از مساحت کشور غنا را تشکیل می دهد. از نظر حجمی، این رودخانه با حجم 148 کیلومتر مکعب سومین دریاچه  بزرگ ساخت دست بشر  است. بزرگترین دریاچه ساخت دست بشر دریاچه «کاریبا» است که با حجم آبی 185 کیلومتر مکعب در جنوب آفریقا بین زیمبابوه و زامبیا واقع شده است.

هدف اولیه سد آکوسومبو تامین برق برای صنعت آلومنیوم بود. سد آکوسومبو به عنوان بزرگترین سرمایه گذاری در برنامه های اقتصادی کشور غتا  توسعه شناخته می شد. میزان تولید برق آن 912 مگاوات بود که طی پروژه مقاوم سازی که در سال 2006 به اتمام رسید به 1020 مگاوات افزایش یافت.

آبگیری از سد که سبب ایجاد مخزن دریاچه ولتا گردید موجب آوارگی بسیاری از مردم شد و تاثیرات قابل توجهی بر محیط زیست داشت.

تاریخچه

پیشنهاد ساخت سد آکوسومبو در سال 1915 توسط ارنست کیتسون زمین شناس داده شد اما تا دهه 1940 هیچ طرحی در این خصوص اجرا نگردید. ساخت حوزه دریاچه ولتا در سال 1949 پیشتهاد شد. به دلیل فقدان بودجه کافی، شرکت آمریکایی آلومنیوم ولتا (والکو)با دادن وام به کشور غنا ساخت سد را امکان پذیر نمود. قوام نکرومه اجرای پروژه برق آبی رودخانه ولتا را به عهده گرفت.

ساخت کوره ذوب آلومینیوم در تما در پیشنهاد نهایی گنجانده شد و سد آکوسومبو در منطقه آکوسومبو جهت تامین برق کوره ساخته شد و شبکه ای از خطوط برق در جنوب غنا کشیده شد. قرار بر این بود که کوره ذوب آلومنیوم درآمد لازم برای استخراج و پالایش بوکسیت و تولید آلومنیوم را بدون واردات آلومینا خارجی تامین نماید. ایجاد صنعت آلومنیوم در غنا منوط به تولید نیروگاه برق آبی بود. پروژه پیشنهادی کوره ذوب آلومینیوم توسط شرکت آمریکایی کایسر آلومینیوم پیش بینی و توسط شرکت آلومنیوم ولتا (والکو) به اجرا درآمد. کوره ذوب آلومنیوم سرمایه خود را از ذینفعان والکو و با حمایت بانک صادرات و واردات واشنگتن تامین کرد. در هر حال تامین سرمایه والکو بدون دریافت بیمه از دولت غنا امکان پذیر نبود (مانند معافیت شرکت از مالیات بر تجارت و تخفیف برای خرید برق). کل هزینه برآورد شده پروژه، 258 میلیون  دلار تخمین زده شد.

در می 1960، دولت غنا مناقصه ای را برای ساخت سد برق آبی برگزار کرد. در سال 1961 یک کنسرسیوم ایتالیایی به نام ایمپرگیلو که به تازگی ساخت سد کاریبا را به اتمام رسانده بود، در مناقصه برنده شد. شرکت مذکور لایروبی بستر رودخانه و تخلیه آب کانال را انجام داد و علیرغم جاری شدن سیل از رودخانه ولتا در سال 1963 که موجب تاخیر سه ماهه در اجرای کارها شد، ساخت سد را یک ماه زودتر از موعد به پایان رساند. بین سالهای 1961 و 1966، 28 کارگر از شرکت ایمپرگیلو در طی ساخت سد از دنیا رفتند که بنای یادبود آنها در کلیسای کاتولیک باربارا در شهر آکوسومبو ساخته شد.

در سال 1961، نیروگاه رودخانه ولتا (VRA) توسط مجلس غنا با تصویب قانون توسعه رودخانه ولتا تاسیس شد. عملیات اساسی VRA توسط شش نفر از اعضای هیئت مدیره و قوام نکرومه به عنوان رئیس  برنامه ریزی شد. فعالیت اولیه VRA عبارت بود از مدیریت توسعه حوزه رودخانه ولتا شامل ساخت و نظارت بر سد، ایستگاه برق و شبکه توزیع برق. VRA مسئولیت آبگیری مخزن سد، ماهیگیری در دریاچه، حمل و نقل و ارتباطات از طریق دریاچه و رفاه ساکنان اطراف آن.

سد آکوسومبو بین سال 1961 و 1965 ساخته شد و توسعه آن توسط دولت غنا انجام گرفت. 25%  از بودجه آن توسط باک بین المللی ترمیم و توسعه بانک جهانی، ایالات منحده و انگلستان تامین شد.

ساخت سد آکوسومبو موجب آبگیری بخشی از حوزه رودخانه ولتا و اراضی بالادست آن و در نتیجه ایجاد دریاچه ولتا شد که 6/3 درصد از کل منطقه غنا را شامل می شود. دریاچه ولتا بین سالهای 1962 و 1966 شکل گرفت که نقل مکان  حدود 80000 نفر ( 1% از جمعیت کشور) را در پی داشت. دو سال قبل از پایان ساخت دریاچه، اهالی 700 روستا در 52 روستای دیگر اسکان مجدد یافتند. برنامه اسکان مجدد تحت نظارت VRA انجام شد. دو درصد از جمعیت اسکان مجدد، ماهیگیران نواحی ساحلی و بیشتر آنها کشاورز بودند. منطقه شرقی غنا و جمعیت نواحی آنتحت تاثیر این پروژه قرار گرفتند.

در اوایل سال 2007، به دلیل پایین بودن سطح اب در مخزن دریاچه ولتا نگرانی هایی پیرامون تامین برق از سد بوجود آمد. برخی از منابع عقیده داشتند که این عامل به دلیل مشکلات خشکسالی در نتیجه گرم شدن زمین بوجود آمده است. در نیمه دوم سال 2007‌ با بارش شدید باران در حوزه آبریز دریاچه ولتا این نگرانی ها کاهش یافت. در نتیجه این امر لازم بود دریچه های سیل در ارتفاع 45/84 متری مخزن باز شود. خروج آب به مدت چند هفته موجب جاری شدن سیل در منطقه پایین دست شد.

طراحی

طول سد که یک سد خاکی سنگریزه می باشد برابر 660 متر و ارتفاع آن 114 متر است. عرض سد 366 متر و ظرفیت ان 7900000 متر مکعب است. مخزن سد که توسط سد و دریاچه ولتا تشکیل شده دارای ظرفیتی معادل 148 کیلومتر مکعب و مساحت8502 کیلومتر مربع می باشد. طول دریاچه 400کیلومتر است. ماکزیمم سطح دریاچه 73/84 متر و مینیمم آن 15/73 متر است. در قسمت شرقی سد دو سر ریز مجاور هم قرار دارد که بطور تقریبی در هر تانیه آبی معادل 34000 متر مکعب را تخلیه می نماید. هر سر ریز شامل شش دریچه فلزی به عرض 5/11 متر و طول  7/13می باشد.

ایستگاه برق آکوسومبو

کارخانه برق سد شامل هفت توربین فرانسیس 170 مگاواتی ( 230000 اسب بخار) است. آب هر توربین از طریق یک دریچه مخصوص تنظیم جریان آب با طول 112 تا 116 متر و قطر 2/7 متر و  هد هیدرولیکی حداکثر 8/68 متر تامین می شود.

توزیع برق

سد آکوسومبو، برق کشور غنا و همسایه های آن شامل کشورهای غربی آفریقا (توگو و بنین) را تامین می کند. در آغاز 20% از برق تامین شده از سد آکوسومبو ( 70% از تقاضای ملی) برق مورد نیاز مردم غنا را تامین می کرد و 80% باقیمانده به شرکت آلومنیوم ولتا تعلق می‌گرفت. دولت غنا مجبور بود طبق قرارداد هزینه مربوط به بیش از 50% از هزینه ساخت سد کوسومبو را پرداخت نماید در حالیکه تنها از 20% برق تولید شده بهره می برد. برخی از مفسران عقیده دارند که این موضوع نمونه ای از استعمار جدید است. در سالهای اخیر،  به دلیل اختصاص قسمت بیشتر آب سد برای استفاده از تقاضای رو به رشد شهری، تولیدات کارخانه والکو کاهش داشته است.

اثرات

سد آکوسومبو منافع فعالیتهای صنعتی و اقتصادی زیادی را در پی داشته است،  از جمله حمل و نقل بر روی دریاچه، ماهیگیری، فعالیتهای کشاورزی در طول خط ساحلی و گردشگری بهره برده است.  برق تولید شده  نیاز داخلی کشور غنا را تامین می کند در حالی که تامین برق کشورهای همسایه ( توگو و بنین) را نیز پوشش می دهد. توسعه صنعتی و اقتصادی غنا، تقاضای برق  بیشتری را که فرای توان شرکت آکوسومبو بود به دنبال داشت. تا سال 1981 یک سد کوچکتر در شهر کپونگ در پایین دست سد آکوسومبو ساخته شد و لازم بود که آکوسومبو به منظور حفظ خروجی بر آبی توسعه یابد. در ابتدا، توانایی تولید برق سد به میزان زیادی بیشتر از تقاضای واقعی بود در حالی که میزان تقاضا از زمان شروع سد موجب دو برابر شدن تولید برق آبی شد. تقاضای بیشتر برق از آنچه توسط سازه های موجود تولید می شد بالاتر رفت. تقاضای برق به همراه فعالیتهای زیست محیطی پیش بینی نشده موجب  قطعی برق شده است. سطوح آب دریاچه گاهی پایین تر از حد لازم برای عملکرد سد بوده است.

زیستگاه بیولوژیکی

پس از ساخت سد در آکوسومبو، یک کاهش مستمر در بهره وری کشاورزی در طول دریاچه و انشعابات آن صورت گرفت. اراضی اطراف دریاچه ولتا به حاصلخیزی اراضی کف رودخانه که پیش تر در آن کشاورزی می شد نیست و فعالیتهای سنگین کشاورزی خاکهای نامساعد را ناتوان ساخته است. سیستمهای کشاورزی پایین دست و فقدان سیلابهای دوره‌ای، باعث از بین رفتن حاصلخیزی خاک شده است.  سیلابهای دوره ای مواد غذایی را پیش از آنکه جریان طبیعی رودخانه توسط سد متوقف شود، به خاک بازمیگردانند. توسعه تجاری کشاورزی باعث افزایش ورود کود به رودخانه شد. این عامل به همراه زه آب های محل نگهداری احشام و آلودگی های فاضلابهای شهری باعث آتروفیکاسیون آبهای رودخانه شده است. غنی بودن مواد غذایی و حرکت آرام آب موجب رشد علفهای هرز آبی شده است که چالشی جدی در برابر جریان آب و حمل و نقل به شمار می رود.

رفاه انسانی

وجود علفهای هرز آبی در طول دریاچه و شاخه های آن موجب بروز خطاتی برای سلامت ساکنان محلی شده است. علف های هرز زیستگاه مناسبی را برای حشراتی  چون مگس، پشه و حلزون ها، که ناقل بیماری های ناشی از آب مانند بیلارزیا، کوری رودخانه و مالاریا هستند فراهم می کند. بعد از احداث سد این بیماریها افزایش قابل توجهی داشته است بویژه پس از ایجاد دریاچه ولتا در روستاهای اسکان مجدد  بطوری که وجود عفونت در روستاها  به دلیل نزدیکی آنها به دریاچه بوده است. کودکان و ماهیگیران بیشتر در معرض خطر این بیماریها قرار دارند. علاوه بر آن سلامت جسمی ساکنان محلی به دلیل فقدان جانوران صدفدار که منبع ضروری پروتئین هستند به خطر افتاده است. علاوه بر آن اقتصاد روستایی و صنعتی با خسارات مالی ناشی از نابودی آبزیان رودخانه روبرو بوده است.

اقتصاد اجتماعی

از دست دادن زمین 80000 نفر از ساکنین و جابجایی اجباری آنها به مفهوم از دست دادن فعالیتهای اقتصادی آنها همچون ماهیگیری و کشاورزی، از دست دادن محل زندگی، ثبات جامعه و ارزشهای مهم اجتماعی است. برنامه اسکان مجدد، پیچیدگیهای اجتماعی زیادی را در رابطه با ایجاد جوامع یکپارچه و منسجم به دنبال دارد.  برنامه ریزی نامناسب موجب اسکان مجدد ساکنین به مناطقی میشود که در آنجا از قادر به امرار معاش و برخورداری از سنت های قبلی خود نمی باشند. فقدان خاک حاصلخیز در بستر دریاچه ولتا امکان کشاورزی سنتی را غیرممکن ساخته است.  کاهش جمعیت پس از اسکان مجدد نشانگر شرایط نامناسب زندگی در آن روستاهاست. یکی از روستاهای اسکان مجدد با بیش از 50% کاهش جمعیت در 23 سال پس از نقل مکان روبرو بوده است. خطرات رو به رشد اقتصادی و رویایی با فقر در این روستاها در نتیجه توسعه رودخانه ولتا رخ داده است. مهاجرت گسترده اهالی و از بین رفتن منابع طبیعی در حوزه رودخانه ولتا نتیجه فقر در رابطه با فشار جمعیت بوده است.

بیماری

فقر و شرایط نامناسب اسکان مجدد موجب مهاجرت رو به رشد ساکنان و در نتیجه شیوع بیماری ایدز  در حوزه رودخانه ولتا شده است. بیماری ایدر در مناطق مانیاکروبو و یلوکروبو در بخش جنوب غربی حوزه ولتا که عمدتا از سکنان بومی تشکیل شده اند شیوع زیادی دارد. این وضعیت  بر قدرت عوامل محلی در این مناطق تاکید دارد. تن فروشی وضعیتی است که در پاسخ به کارگران مردی که ساخت سد در منطقه مشغول به کار هستند بوجود آمده است. 10% از زنان باردار این مناطق در خلال این دوره از محل نقل مکان کرده اند. در سال 1986، 90% از قربانیان ایدز در غنا از میان زنان بودند که 96% آنان اخیرا در خارج از کشور زندگی می کنند.

سد آکوسومبوو سایر سدهای تحت پوشش پروژه توسعه هیدرولیک رودخانه ولتا، شرایط شیوع بیماری تب حلزون را افزایش داده است.