کنگره ریاضیدانان اروپا؛ ریاضی فقط برای نابغه‌های تنها نیست

کنگره ریاضیدانان اروپا؛ ریاضی فقط برای نابغه‌های تنها نیست
کنگره ریاضی اروپا در برلین میزبان نخبه‌های این رشته است؛ زنان و مردانی جوان از کشورهای مختلف دنیا که خود دوست ندارند به چشم "نابغه" به آنها نگاه شود. سارا زاهدی، پژوهشگر متولد ایران از سوئد هم یکی از همین نخبه‌هاست.
سارا زاهدی معتقد است هر کسی توان فهم ریاضی را دارد
سارا زاهدی، نخستین زن در میان برندگان جوان جایزه EMS (European Mathematical Society) است. این دختر جوان ایرانی از سال ۲۰۱۴ به عنوان دستیار پروفسور در دانشکده فنی KTH در استکهلم مشغول به کار است.
زاهدی که ۳۴ سال دارد، در زمینه روش‌های سنجش سطوح متحرک و بازسازی آنها با کامپیوتر تحقیق می‌کند. نتایج تحقیقات وی در آینده می‌تواند در بهبود چیپ‌های کامیپوتری استفاده شود که اغلب در آزمایش‌های خون به کار گرفته می‌شوند.
سارا زاهدی در سن ده سالگی همراه با خانواده، پس از کشته شدن پدرش از ایران فرار کرده و در ابتدا به تنهایی به سوئد پناهنده می‌شود.
او که از کودکی به ریاضی علاقه‌ای خاص داشته با به یادآوردن آن روزها می‌گوید: «من هیچ کس را نمی‌شناختم و زبان سوئدی بلد نبودم، اما ریاضی زبانی بود که آن را می‌فهمیدم. سر زنگ ریاضی در مدرسه می‌توانستم با بچه‌های دیگر ارتباط بگیرم و دوست پیدا کنم.»
سارا زاهدی یکی از ۱۳۰۰ شرکت‌کننده‌ای است که در هفتمین کنگره ریاضی اروپا در شهر برلین حضور دارد و از جمله "ستاره‌های" این کنگره به شمار می‌رود. او معتقد است هر کسی توان فهم ریاضی را دارد.
به باور سارا زاهدی این نکته که ریاضی موجب وحشت خیلی‌ها می‌شود، شاید به این دلیل است که ریاضیدانان به اندازه کافی اهل ارتباط گرفتن نیستند. او می‌گوید: «ما باید خیلی بیشتر به سمت گروه‌های سنی جوان بریم و به آنها نشان دهیم که ریاضی در دنیای واقعی چه کاربردهایی دارد. من هم معتقدم که برنامه‌نویسی باید به عنوان یک رشته درسی در مدارس تدریس شود.»
"در مورد ریاضی نباید همیشه همه چیز را فهمید"
پتر شولتزه ۲۸ سال دارد و هر چند برخوردی دوستانه از خود نشان می‌دهد، اما به سرعت می‌توان فهمید که شرکت در یک سمینار برای او آسان‌تر از پاسخ‌دادن به پرسش‌های یک خبرنگار است.
پتر شولتزه در ۲۴ سالگی بدون داشتن مدرک دکترا لقب جوان‌ترین استاد دانشگاه آلمان را گرفت و در ۲۷ سالگی جوان‌ترین کسی بود که تا کنون برنده جایزه علمی "لایبنیتز" شد.
پترشولتزه: اصولا فکر می‌کنم آدم در مورد ریاضی نباید همیشه همه چیز را بفهمد
او هم در کنگره ریاضی اروپا در میان ۱۳۰۰ شرکت‌کننده یکی از ستاره‌ها به شمار می‌رود. شولتزه با خنده می‌گوید: «من حتی نمی‌توانم به ریاضی‌دان‌ها توضیح بدهم که مشغول چه کاری هستم.»
او در این کنگره مقاله‌ای را ارائه کرد که سطح آن حتی برای ریاضی‌دانان نیز چنان بالا بود که خیلی‌های‌شان گفته بودند، از نیمه‌های سخنرانی دیگر نمی‌فهمیدند او چه می‌گوید. شولتزه اما واکنشی بسیار خونسردانه دارد: «من اصولا فکر می‌کنم آدم در مورد ریاضی نباید همیشه همه چیز را بفهمد.»
او توضیح می‌دهد: «گرد فالتینگز، تنها آلمانی که برنده مدال فیلدز شده، هر ترم در بن یک سمینار در مورد هندسه محاسباتی ارائه می‌دهد. من زمانی که دانشجو بودم همیشه در این سمینار شرکت می‌کردم و هیچ‌وقت هم هیچ چیز از آن نفهمیدم. اما حالا باید بگویم که در آن سمینار خیلی چیزها یاد گرفتم. به نظرم اغلب وقتی کسی سریعا متوجه موضوع نشود و آن را نفهمد، ادعا می‌کند که بخش‌های مشخصی از یک مقاله بی‌معنی و بی‌فایده بوده است.»
"ریاضی برای نابغه‌های تنها نیست"
جیمز می‌نارد نیز از این سوءتفاهم‌ها گله‌مند است. این ریاضیدان ۲۹ ساله در دانشگاه آکسفورد مشغول تحقیق است و در کنار پتر شولتزه و سارا زاهدی یکی از برندگان جایزه EMS بوده است. به رغم آن که می‌نارد هم به عنوان یک نابغه شناخته می‌شود، خود او چندان اعتقادی به این موضوع ندارد که ریاضی تنها مختص نابغه‌های برگزیده است.
او می‌گوید: «واقعا حیف است که ریاضی به این شهرت دارد که برای همه نیست. من فکر می‌کنم این تصور که ریاضی فقط برای ’نابغه‌های تنها‘ست خیلی به این رشته ضرر می‌زند.»
جیمز می‌نارد: فکر می‌کنم این تصور که ریاضی فقط برای ’نابغه‌های تنها‘ست خیلی به این رشته ضرر می‌زند
می‌نارد در حیطه‌ای تخصص دارد که یکی از بزرگترین اسرار دنیای ریاضی به شمار می‌رود: اعداد اول. به گفته او شماری از پرسش‌های اساسی در مورد اعداد اول از چندین هزار سال پیش مطرح شده‌اند و هنوز پاسخی برای آنها یافت نشده است. همین ویژگی در مورد اعداد اول نیز موجب شگفتی او می‌شود.
این ریاضیدان جوان با خنده می‌گوید: «از بعضی جهات من هنوز یک بچه هستم که دوست دارد با بازی‌های فکری و منطقی سرگرم شود، با این تفاوت که حالا بابت این کار به من پول می‌دهند.»
می‌نارد شیفتگی‌اش به دنیای ریاضی را در این می‌داند که ریاضی به همه چیز نفوذ می‌کند: «تو می‌توانی تنها از پشت میز تحریرت فقط با یک ورق کاغذ و به‌کارگیری منطق، به پرسش‌هایی اساسی در مورد جهان پاسخ بدهی.»

تیزهوشان هم دردسرهای خود را دارند

 

تیزهوشان هم دردسرهای خود را دارند

تصور می‌شود که افراد دارای ضریب هوشی بالا از زندگی شادتر و موفق‌تری برخوردارند. اما پژوهش‌ها عکس این مطلب را ثابت می‌کنند. افراد باهوش هم با مشکلاتی روبه‌رو هستند که زندگی را برایشان دشوار می‌کند.

بسیاری بر این باورند که ضریب هوشی بالا زندگی را ساده‌تر، شادتر و عملکردهای انسان را تقویت می‌کند. اما نتایج حاصل از نظرسنجی‌ تارنمای Quora از افراد باهوش نشانگر آن است که ضریب هوشی بالا چندان هم خالی از درد سر نیست.

ضریب هوشی بالا چه دردسرهایی به همراه دارد؟

غلبه تفکر بر احساس

یک از کاربرها به نام مارکوس گدولد می‌‌گوید که همیشه هیجانات و احساسات خود را درک می‌کند و می‌تواند راجع به آن‌ها با مردم گفتگو کند، اما هرگز با بیان احساساتش تسکین نمی‌یابد. این یکی از مشکلات رایج افراد باهوش است به ‌ویژه آن دسته که حراف هستند.

او می‌گوید: «افرادی غیر زبانی به رفتارهای جسمانی چون داد و فریاد و مشت و لگد و جیغ ، زاری و رقص و جست و خیز رو می‌‌آورند. اما من فقط احساساتم را به زبان می‌آورم و هنگامی که همه چیز را توضیح می‌دهم باز هم احساس می‌کنم همه چیز در درونم انباشته مانده است».

نظرات گدولد تفاوت میان مهارت‌های شناختی و هیجانی را برجسته می‌کند.

دانشمندان نمی‌توانند با اطمینان بگویند که چگونه این دو عامل به هم مرتبطند اما پژوهش‌های جالبی در این زمینه اشاره بر این دارد که ضریب بالای هوش هیجانی دست کم در محیط‌های کاری می‌تواند قابلیت شناختی کم را جبران کند. به عبارت دیگر افراد بسیار باهوش ممکن است نیازی به هوش هیجانی برای حل مشکلات نداشته باشند.

انتظارات بالا از افراد باهوش

یکی دیگر از شرکت‌کنندگان در این نظرسنجی گفته است : «مردم همیشه انتظار دارند که افراد باهوش همیشه در هر زمینه بهترین باشند». او اعتراف می‌کند که اغلب کسی نیست که بتواند در مورد نقاط ضعف و احساس ناامنی خود با او گفتگو کند.

به‌علاوه افراد باهوش همیشه از این واهمه دارند که مبادا بهترین عملکرد را نداشته باشند. آن‌ها چنان از شکست هراس دارند که قادر نیستند دست به خطر بزنند.

گزیده‌ای در تارنمای "روانشناسی امروز" Psychology Today با عنوان "والدین هوشمند برای کودکان هوشمند" حاکی از آن است که والدین عموما بیش از همه نگران دستاوردهای کودکانی هستند که باهوشند و در مدرسه نیز بازدهی خوبی دارند و متاسفانه "گاهی این رویکرد می‌تواند این نتیجه را داشته باشد که بیش از آن که بر روی این که آن‌ها که هستند تمرکز شود بر روی این تمرکز می‌شود که ‌‌آن‌ها چه انجام می‌دهند."

بی‌ارزشی احتمالی کار سخت نزد تیزهوشان

برخی از شرکت‌کنندگان در این نظرسنجی می‌گویند افراد باهوش ممکن است احساس کنند که با تلاش کمتری نسبت به افراد معمولی از عهده انجام امور برمی‌آیند. اما ضریب هوشی بالا همیشه افراد را به سمت موفقیت سوق نمی‌دهد و این افراد ممکن است از پشتکار لازم برای دستیابی به موفقیت برخوردار نباشند.

تحقیقی در این زمینه نشان داده است که وجدان کاری و پویش و تلاش، نوعی رابطه منفی با برخی از انواع هوشمندی دارد. پژوهشگران بر این عقیده‌اند که افراد بسیار باهوش ممکن است تصور کنند برای دستیابی به آنچه می‌خواهند لازم نیست تلاش زیادی بکنند.

میل به تصحیح اشتباهات دیگران

افراد باهوش هنگام مواجهه با فردی که اطلاعات نادرستی را بیان می‌کند ممکن است به‌سختی بتوانند میل به رفع اشتباه مخاطب را در خود سرکوب کنند. اما این افراد باید توجه داشته باشند که ممکن است بسیاری از عملکرد آنها آزرده شوند و یا ممکن است دوستانشان را از دست بدهند.

گرایش به نشخوار فکری

افراد باهوش زمان زیادی را صرف اندیشیدن و تجزیه و تحلیل مسائل می‌کنند. ممکن است حساسیت زیادی برای فهم و درک اهمیت وجودی هر مفهوم و تجربه‌‌ای به خرج دهند. این امر فرد باهوش را به سوی پوچی سوق می‌دهد.

در حقیقت بررسی‌های گسترده انجام شده در سال ۲۰۱۵ نشان داده‌‌ است که هوش کلامی فرد را به نگرانی و نشخوار فکری می‌کشاند. برای افراد باهوش تصمیم‌گیری کار دشواری است. این که فرد بداند چندین راه برای تصمیم‌گیری پیش رو دارد باعث می‌شود نتواند هرگز به راحتی دست به انتخاب بزند.

افراد باهوش می‌دانند که زیاد نمی‌دانند!

افرادی باهوش سرشار اغلب می‌دانند که دایره شناختشان محدود است و هر چقدر هم سعی بکنند نمی‌توانند همه چیز را یاد بگیرند و یا درک کنند.

در حقیقت به گفته یکی از این افراد: «هوش زیاد باعث دردسر است. هر چقدر بیشتر بدانید، بیشتر احساس می‌کنید که چیز زیادی نمی‌دانید». هر چقدر فرد هوش کمتری داشته باشد میزان توانمندی‌های شناختی خود را بیشتر از آنچه که هست ارزیابی می‌کند و عکس این مطلب نیز درست است.