باز سازی نقش مردم در حل معضل بحران مدیریت آب  

باز سازی نقش مردم در حل معضل بحران مدیریت آب  

حمیدرضا جانباز کارشناس ارشد آبیاری وزهکشی - بهار هزارو سیصد و نود و چهار هجری شمسی

تغییر اقلیم یا تناوب اقلیمی یکی از مباحث چالش برانگیز این روزها ی مجامع علمی در گیر با مباحث  آب را تشکیل داده است  بطوریکه امارهای هواشناسی نشان میدهد طی 45 سال گذشته (1347- 1393) میانگین بارندگی کشور ایران حدود 240 میلیمتر با حجمی در حدود 395 میلیارد متر مکعب گزارش شده است  که کمترین مقدار بارش مربوط به سال آبی 86-87 با کاهش 49 درصد به مقدار 122 میلیمتر بوده است وبیشترین مقدار بارش مربوط به سالهای آبی 54- 55  و 71-72  با 39 درصد افزایش حدود 334 میلیمتر گزارش شده است . بررسی روند تغییرات بارندگی نشان می دهد که طی 47 سال گذشته 13 سال ترسالی و 17 سال نرمال و 17 سال خشکسالی را شاهد بوده ایم .

باتوجه به اینکه از نظر هواشناسان پدیده بارش یکی از احتمالی ترین پدیده های شناخته شده در کره زمین می باشد وپیش بینی آن بیش از چند روز از دقت  بالایی برخوردار نبوده و بطوریکه پیش بینی فصلی آن با حداکثر احتمال وقوع به پائین تر از 70 درصد کاهش می یابد که ارزش احتمالی آن  با روند یابی بارش سنوات گذشته چندان فرقی ندارد . لذا پیش بینی برای  ۳۰ سال آینده نمی تواند  پایه علمی مستحکمی برای برنامه ریز ی دراز مدت  باشد و نمی توان صرفا با نظر سازمان فضانوردی آمریکا (ناسا) که براساس بررسی روند اطلاعات هواشناسی و بارش  ۱۴۰ سال گذشته ،  گزارش نمود که هوای سطح کره زمین در یکصد سال گذشته بین ۱.۵ تا ۲ درجه گرمتر شده و نتیجه گیری کرد که  تغییرات اقلیمی در مناطق وسیعی از جهان رخ داده و انرا قطعی تلقی نموده و نتیجه گرفت که این تغییرات اقلیمی منجر به خشک شدن مناطقی خشک و مرطوب تر شدن مناطق مرطوب جهان شده و سرزمین ایران نیز جزیی از همان مناطق خشک است،خشک تر حواهد شد.
اما آنچه مسلم است ، متاسفانه در پنجاه
 سال اخیر با عدم مدیریت صحیح منابع آب بخصوص پس ازدولتی شدن آب پس از انقلاب سفید و عدم رعایت ظرفیت منابع آبی چه سطحی چه زیر زمینی ، در حال حاضر روان آب ناشی از بارش سالانه به کمتر از 50 درصد و بیلان منفی سفره های زیر زمینی به میانگین سالانه  5.5 میلیارد در 20 سال گذشته رسیده است که نمایانگر نتیجه عدم مشارکت مردم و بی کفایتی نظارت دولت بر منابع آب بوده است که ضروری است  مورد باز نگری جدی واساسی واقع شود.

کارشناسان ازدیر باز نسبت به آغاز یک دوره طولاتی خشکسالی هشدار دادند و دولت بجای تدوین یک طرح جامع و دوراندیشانه برای مقابله با این بحران صرفا به سد سازی و بازی با الفاظ پرداخته و از مسئولیت خطیری که با دولتی کردن آب در دهه 40 متوجه دولت شده بود سر باز زده ونتیجه آن شده که در حال حاضر با شرایط  بغرنج خشک شدن دریاچه ها ، تالاب ها ، ممنوعه وبحرانی شدن تقریبا تمامی دشتهای حاصلخیز کشور و نابودی آبخوان ها با نشست زمین مواجه هستیم و بجای پذیرش بی مسئولیتی در سنوات گذشته با برگزاری نشستها ، سمینارها ، کنگره ها و مصاحبه های صوتی ، تصویری  و مکتوب با رویکردی اپوزیسیون گونه و با خلق فرضیه های رنگارنگ منجمله مدیریت توامان عرضه وتقاضا ، مدیریت جامع ویکپارچه آب ، حکمرانی خوب آب و ...پرداخته واز پذیرش مسئولیت غصب شده سرباز زده وشانه خالی نموده وبا خلق مباحث عجیب وغریب به روند گذشته با ظاهری جدید ولی با همان اهداف ورویکرد ادامه می دهند که برنامه های توسعه وبرنامه های اجرایی سالانه موید آن است  و به دلیل واقعی این نابسامانی که حذف نقش حیاتی مالکان اصلی آب یعنی مردم  می باشد،طفره رفته و حاضر نیستند که آب غصب شده را به مردم برگردانند.
هرچند می توان از گذشته های دور ، خشکی و خشکسالی را یکی از دلایل طبیعی
 و موجد وتشدید کننده  این شرایط قلمداد نموده و شرط لازم این  وضعیت دانست ولی آنچه شرط کافی و وافی این موقعیت بوده بحرا ن مدیریت آب است که با رفتار مسئولین تشدید شده است بطوریکه بجای تولی گری آب ، عامدانه و آمرانه به تصدی گری  امور آب پرداخته  و بعد از دولتی کردن آب در دهه چهل وبا بعهده گرفتن  تمامی اختیارات ،آب را به تمام معنی  دولتی نموده اند و ماهیت انفالی آن را مخدوش نموده و با تخصیص نا عادلانه آن   به عده ای قلیل جمع کثیری را از حق طبیعی خود محروم نموده اند که بخش اعظم این بی توجهی و عدم مشارکت مردم مردم در حفاظت کمی وکیفی آب معلول این شرایط تحمیلی دولتی کردن آب می باشد واین بیگانگی از حق و نقش مردم در مدیریت آب تا آنجا پیش رفته است  که با گریز لجوجانه از تجربه و ظرفیت عظیم مردم که صاحبان واقعی آب و ذینفع ترین  بازیگران صحنه آب کشور بودند از بارزترین خصیصه مسئولین دولتی شده که خود موجب تشدید بحران شده است .

در سنوات اخیر آمران صحنه آب کشور  برای فرار از مسئولیت "بحران مدیریت آب" با خلق ترم بحران آب به توجیه نقش مخرب خود می پردازند در صورتیکه آب کالای تجدید پذیر است در نتیجه اگر بحرانی متوجه آب باشد بحران مدیریت آب است نه بحران آب و این رویه مردم گریزی در مدیریت آب و تصدی گری آن تا آنجا پیش رفت که حتی به حداقل نقشی که در قوانین که با پیشنهاد خود دولت برای خالی نبودن عریضه برای مردم قائل شده بود  نیز توجه نشده که بهره برداری از شبکه های فرعی آب سطحی در پائین دست سدهای مدرن ازاین مقوله اند هرچند که در قانون  پیش بینی شده بودکه با واگذاری 51 در صد سهام  شرکتهای فوق به ذینفعان توسط مردم بهره برداری و مدیریت شود ولی بر خلاف قانون به شرکتهای دولتی واگذار شد ودر سالهای اخیرکه اصل 44 به واگذاری شرکتهای دولتی ابرام دارد با تشیکل شرکتهای بهره برداری با حضور کارشناسان دولتی وغیر دولتی و دادن رتبه به آنها ، از واگذاری آن به صاحبان اصلی یعنی مردم وذینفعان اجتناب می ورزند.

در حال حاضر مطمئن ترین  وحیاتی  ترین راهکار و راهبرد دولت ، مردم ،  نهاد های مردم نهاد و تشکلها برای هم زیستی با خشکی وخشکسالی  در بازه های کوتاه مدت ومیان مدت ، نیازمند هم اندیشی  متخصصین و کارشناسان و آحاد مردم می باشد تا با گفتگو و مذاکره  وبا اطلاع از حجم و عمق بحران مدیریت آب پیش رو  تصمیم عاقلانه وبا قابلیت اجرا گرفت  بطوریکه در کوتاه مدت با  عمران اراضی و عملیات زیربنایی با حفاظت کمی وکیفی آب  به ارتقای یهره وری آب  پرداخت و در میان مدت با عملیات غیر سازه ای و مدیریتی ، آب رفته را به جوی برگرداند و کلیه امور آب  را به  صاحبان واقعی آن  با ایجاد شورای فراگیر و مردمی آب در کشور بعنوان بازوی قدرتمند برای شورای عالی آب که در حال حاضر سکویی برای توجیه عملکرد مدیران دولتی آب و اخذ بودجه شده است یه  ذینفعان اصلی یعنی مردم سپرد.

1-عمران اراضی وعملیات  زیر بنایی

در کوتاه مدت با تخصیص اعتبار متناسب و متعادل بین کلیه عملیات عمرانی وزیر بنایی آب وخاک می توان به تخفیف بحران جدی آب که شامل موارد زیر می باشد امیدوار بود.

  • §     کاهش  تصدیکری و واگذاری امور به مشاورین وپیمانکاران در تسریع وتسهیل عمران اراضی و عملیات زیر بنایی
  • §     نصب ماهواره های کوچک کشاورزی مثل کشورهای هند وپاکستان و نیجریه و.. برای هدایت عملیات کشاورزی آبی ودیم
  • §     توسعه همزمان و دومسیری زیر ساخت های فنی کشاورزی آبی ودیم و فراساخت گسترده آطلاعاتی با استفاده از فناوری ارزان وروزآمد اطلاعاتی
  • §     ایجاد بستر مناسب برای مشارکت خبرگان و بهره گیری از دانش روز و گسترش دستاوردهای تحقیقاتی در عمران اراضی و توسعه عملیات زیر بنایی آب وخاک

  • §     توسعه سامانه های نوین آبیاری
  • §     تجهیز و نوسازی اراضی کشاورزی
  • §     توسعه شبکه های آبیاری و زهکشی
  • §     آبخیز داری و آبخوان داری
  • §     توسعه و بهسازي آب بندانها
  • §     احيا و مرمت قنوات
  • §     اجراي طرحهاي كوچك و زودبازده تامين آب کشاورزی
  • §     بازچرخانی آب با تصفیه زه آب و استفاده از پساب
  • §     استفاده از آبهای نامتعارف
  • §     به نژادی واستفاده از ارقام پرمحصول و کم آب طلب
  • §     به زراعی و توسعه مکانیزاسیون کشاورزی متناسب با عمران اراضی وعملیات زیر بنایی آب وخاک
  • §     ایجاد بستر مناسب برای کاهش ضایعات با توسعه و تکمیل صنایع تبدیلی وتکمیلی و گسترش آن در قطب های کشاورزی و بازار یابی و فروش محصولات با استفاده از شبکه های اطلاع رسانی و تجارت الکترونیک

  • §     افزایش حاصلخیزی خاكهاي كشاورزي
  • §     اصلاح و بهسازي خاك كشاورزي
  • §     تجهیز نقاط تحویل آب به ابزارهای تحویل  حجمی آب

 

2-عملیات غیر سازه ای و مدیریتی

جاذبه وسابقه بیشتر  عمران اراضی و عملیات زیر بنایی در کشور و وجود شرکتهای معتبر موجب اقبال بیشتری به  راه حل های عمرانی و زیر بنایی شده است و حتی سبب شده است که رویکرد سازمان برنامه ریزی کشور نیز عموما سازه ای باشد هرچند که با عدم تعادل در سرمایه گذاری در زیر بخش آب وخاک کشور نابسامانی های زیادی به چشم میخورد که موجد بسیاری از مشکلات آب وخاک کشور است که ضرورت عملیاتی شدن آن در کوتاه مدت ومیان مدت در سطور گذشته اشاره شد ولی ضرورت توجه به  مباحث  غیر سازهای نیز  مهم وحیاتی است گرچه در برنامه چهارم توسعه کورسوی امیدی برای مباحث غیر سازه ای ومدیریتی مثل " ایجاد وساماندهی نظام بهره برداری آب کشاورزی " در ردیف های بودجه دیده شد که متاسفانه  بعلت عدم تخصیص بودجه ، عملیاتی نشدو در برنامه پنجم نیز مباحث غیر سازهای و مدیریتی آب کشاورزی مورد غفلت واقع شد و این روند همچنان ادامه دارد ولی برای گذر از بحران جدی آب بایستی به نقش مردم واثرات عملیات غیر سازه ای ومدیریتی آب  با تخصیص اعتبار متناسب و متعادل و اجرای موارد زیر همت گماشت .

  • §     زمینه سازی برای مشارکت مردم در  مدیریت اب با باز سازی نقش مردم با ایجاد شورای فراگیر مردمی آب و تقویت شورای عالی آب
  • §   تغییر شیوه آموزش آب و کشاورزی برای تربیت نیروهای کارآمد و ماهر برای پذیرش مسئولیت متناسب با اهداف اقتصاد مقاومتی ودرون زا با رویکردی ارتقای بهره وری از آب و زمین
  • §     تقویت ساختار سازمانی وتوانمند سازی نیروی انسانی درزیر بخش آب وخاک متناسب با اهداف
  • §     حسابداری ملی آب با مشارکت مردم ،نهادهای مردمی و دانشگاه ها ومراکز تحقیقاتی
  • §     گسترش منابع واعتبار پایدار
  • §     تعادل در سرمایه گذاری و همزمانی اجرای طرحهای آب وخاک کشاورزی
  • §     کاهش  تصدیکری و واگذاری امور به مشاورین ذیصلاح برای تسریع وتسهیل عملیات غیر سازهای و مدیریتی آب وخاک
  • §     ایجاد بستر مناسب برای مشارکت خبرگان و بهره گیری از دانش روز و گسترش دستاوردهای تحقیقاتی در عملیات غیر سازهای و مدیریتی آب وخاک
  • §     ايجاد و ساماندهي نظام بهره برداري آب کشاورزی
  • §     توانمند سازی بهره بردان آب وخاک کشاورزی
  • §     واگذاری مدیریت آب کشاوزی به بهره برداران آب کشاورزی
  • §     به روز رسانی،  عملیاتی واجرایی نمودن سند ملی الگوی مصرف بهینه آب کشاورزی
  • §     تحویل حجمی آب در زمان ومکان مورد تقاضا و به اندازه مورد نیاز گیاه

  هرچند که  بروز مشکل کم آبی و بحران آب ، تاحدودی نظر مردم ، مسئولین  و اندیشمندان را به آب کشور معطوف نموده است که متاسفانه برخی با رویکرد سیاسی وبرخی نیز احساسی و زودگذر به قضیه آب نگاهی دارند که با رویکرد عقلانی هنوز فاصله ها داریم چون ریشه اصلی نابسامانی آب کشور بریدن ازمردم و اخذ تصیم بی حضور مردم و اجرای عملیات عمرانی و زیربنایی بدون مشارکت مردم بوده که منجر به این ناهنجاری  شده است لذا در در قدم اول بایستی به حکمرانی دولتی آب پایان داد و سپس اقدامات اساسی رابه بوته عمل گذاشت که بعلت فاصله  پنجاه ساله مردم با مقوله مدیریت آب ملی و حضور مسئولانه در استحصال ، حفاظت ، بهره برداری ونگهداری آب کاری بسیار دشواری است که با تجربه مردم سالاری دینی در سی وپنج سال اخیر در کشور و تجربه موفق شورای اسلامی می توان امیدوار بود که با تشکیل شورای آب  در سطح شهر تا استان و ملی همچون سایر کشور های جهان ، بر صعوبت این مشگل فائق آمده و بستر برای برای مشارکت مردم و گسترش مسئولیت عمومی وملی در  مدیریت اب  کشور را فراهم نمود.
بطوریکه از مصاحبه آقای دکتر علی فراستی مدیر حفاظت زیست یکی از شهرداری های لوس آنجلس در ایالت کالیفرنیا امریکا و عضو هیئت علمی دانشگاه ایالتی کالیفرنیا میتوان استنباط کرد که حتی در کشور امریکا که میانگین بارندگی این کشور
 خیلی بیشتر از کشور ایران است سپردن مسئولیت آب به مردم از طریق شورای آب عملیاتی واجرای شده است ومی گوید "در بسیاری از ممالک پیشرفته و منجمله در آمریکا (که بنده از نزدیک شاهد آن هستم) نقش دولت فدرال و یا دولت ایالتی صرفا محدود به سیاست گذاری کلان آب و تامین آب در سطح کلان و تامین اعتبارات رقابتی مرتبط با آب است. ادارات محلی آب و فاضلاب مستقل بوده و با مدیریت محلی اداره می شوند و این ادارات مسئول سیاستگذاری تامین؛ مهندسی منابع؛ تصفیه آب و پسآب؛ توزیع و قیمت گذاری آب در حوزه فعالیت خود هستند. ادارات آب دو شکل اداری دارند: یا بوسیله یک شهرداری و یا استانداری ایجاد می شوند و یا بعنوان یک موسسه خدمات عمومی بوسیله تعدای از ساکنین یک منطقه. در هر دو حالت بالای سر تمامی موسسات آب و فاضلاب یک شوراست که عموما متشکل از ۵ یا ۷ یا ۹ نفر از ساکنین همان منطقه ای هستند که در حوزه جغرافیایی خدمات دهی همان اداره قرار دارد. اعضاء شورای اب و فاضلاب آن مناطق با رای مخفی و مستقیم مردم ساکن در همان منطقه برای یک دوره ۴ ساله انتخاب می شوند. اهمیت انتخابات شورای آب و فاضلاب کمتر از اهمیت انتخابات برای شورای شهر نیست.
اختیارات شوراهای آب و وظایف آنها چیست؟
اعضاء این شوراها سیاستگذار و حکمران منابع و مدیریت آب منطقه خود بوده و به رای دهندگان خود پاسخگو هستند. معمولا این افراد حقوقی دریافت نمی کنند و به طور داوطلبانه وارد کارزار انتخاباتی می شوند ولی برای ساعاتی که در جلسات علنی شورای آب و فاضلاب شرکت میکنند بر اساس نرخ رایج برای یک متخصص حق الزحمه دریافت می کنند. آنها مدیر ادراه اب و فاضلاب حوزه خود را تعیین کرده و مدیر به این شورا پاسخگوست. مدیر اداره سرپرست اداره مربوطه بوده و بطور روزمره آن موسسه را اداره میکند. این شورا بنا به پیشنهاد مدیران و کارمندان قیمت خدمات آب و فاضلاب را مشخص میکنند؛ برای توسعه خدمات برنامه ریزی دراز مدت انجام می دهند؛ نحوه تعامل با دیگر موسسات آبی که در مجاورت حوزه آنها هست را تعیین می کنند؛ در مدیریت کلان اب ایالت و یا استان حق رای و نظر دارند. بطور خلاصه این شوراها حکمران منابع اب حوزه خود هستند ولی از قوانین مشخص آبرسانی و کیفیت اب که توسط دولت مرکزی تعیین می شود پیروی می کنند. "

نا گفته پیداست برای استفاده از حداقل آب قابل استحصالی که در اختیار ماست دور اندیشی و استفاده از تما می ظرفیتهای ملی و بهره گیری از تجربه های ملی وبین المللی الزامی و اجتناب ناپذیر است خوشبختانه از سالیان گذشته بعلت عدم جذابیت قنات وآببندان برای دولت در دولتی شدن آب در ده چهل شمسی ، مدیریت و مالکیت آب قناتها و آببندان ها از شمولیت قانون خارج شد  ومدیریت و مالکیت آن دست مردم وذینفعان ماند که امروز می تواند بعنوان تجربه ملی از آن استفاده نمود و با بهره گیری از تجربیات جهانی مثل شورای آب و تلفیق با تجربه محلی  به موفقیت واگذاری مدیریت آب به مردم وذینفعان امید وار به بازسازی نقش واقعی مردم در حل بحران آب  بود.اما مسئله اساسی در باور به مردم وپذیرش نقش مردم در حکمرانی خوب آب نهفته است  که شامل شفافیت و مشارکت ومسئولیت پذیری است. بنظر نمی رسد که همه به این باور رسیده باشیم . خدا کند زمانیکه به این باور می رسیم دیر نشده باشد چون خیلی زود ، دیر می شود.

 

علی فراستی -پیش بینی تبعات خشکسالی برای 30 سال آینده ایران پایه علمی ندارد

پیش بینی تبعات خشکسالی برای 30 سال آینده ایران پایه علمی ندارد
مشکل خشکسالی چیست؟
نگار احمدی روزنامه نگار:
علی فراستی مدیر حفاظت زیست یکی از شهرداری های استان لوس آنجلس در ایالت کالیفرنیا امریکا و عضو هیئت علمی دانشگاه ایالتی کالیفرنیاست. وی به همراه عده ای از ایرانیان مقیم داخل و خارج کشور مدتی است، روی طرح آبرسانی به کویر و تبدیل آن به دریاچه مشغول مطالعه و بررسی هستند. فراستی در گفتگویی به سوالات «خبرآنلاین» در مورد راهکارهای کوتاه مدت و دراز مدت برای مقابله با خشکسالی در کشور پاسخ داد:

با توجه به پیش بینی های انجام شده ظاهرا تا 30 سال آینده با مشکل کم آبی و خشکسالی در کشور روبرو هستیم،بفرمایید ریشه این بحران از کجاست؟
اینکه بتوان تحولات طبیعی را تا ۳۰ سال آینده از هم اکنون پیش بینی کرد، پایه علمی محکمی ندارد بلکه متکی بر فرضیات است. می توان بر اساس داده های موجود و تغییرات یک دوره زمانی نسبت به احتمالات در تغییرات زیست محیطی نظر داد، ولی نمی توان بطور قطع پیش بینی کرد که ۳۰ سال بعد چه خواهد شد. فرضا سازمان فضانوردی آمریکا (ناسا) اطلاعات هواشناسی و ریزش نزولات در ۱۴۰ سال گذشته را بررسی کرده و به این نتیجه رسیده که هوای سطح کره زمین در یکصد سال گذشته بین ۱.۵ تا ۲ درجه گرمتر شده و همزمان تغییرات اقلیمی در مناطق وسیعی از جهان رخ داده است. این تغییرات اقلیمی منجر به خشک شدن مناطقی خشک و مرطوب تر شدن مناطق مرطوب جهان شده است. با این داده ها نتیجه گیری کرده اند که روند خشک شدن هوا و کاهش نزولات جوی در مناطقی از جهان تداوم خواهد داشت که سرزمین ایران جزیی از همان مناطق است.
آب از کره زمین خارج نشده بلکه جابجا شده است. متاسفانه ایران در یکی ار مناطقی قرار گرفته که به سمت خشک شدن و کاهش نزولات جوی پیش می رود. برخی دانشمندان معتقدند به دلیل افزایش گرمای کره زمین مناطقی که به سمت خشک تر شدن پیش می روند به ازاء هر یک درجه ای که هوای آن منطقه گرم می شود؛ بین ۱۰ تا ۱۵ درصد از نزولات جوی و به تبع آن از ذخاير آب آن سرزمین کاسته می شود. با این منطق بدون دخالت مستقیم انسان ها و یا سوء مدیریت؛ کشور ما بین ۲۰ تا ۲۵ درصد از نزولات جوی خود را در یکصد سال اخیر از دست داده است در حالی که در یکصد سال اخیر جمعیت کشور از ۸ میلیون نفر به حدود ۸۰میلیون رسیده و فن آوری برداشت و استخراج نیز به مراتب پیشرفته تر شده است. به این دلیل مدیریت آب باقی مانده یک امر حیاتی برای همگان است.
آنچه که از روند تغییر اقلیم و کاهش منابع آبی در ۱۰۰ سال اخیر می توان نتیجه گرفت این است که این روند تداوم خواهد داشت و از آنچه که امروز هست، بدتر خواهد شد. شاید بر پایه این تحلیل باشد که خانم معصومه ابتکار؛ رئیس سازمان حفاظت محیط زیست کشور هشدار داد که تا سال ۲۰۵۰ وضعیت خشکسالی در کشور ۱۱ برابر بدتر خواهد شد و یا آقای عیسی کلانتری سخن از کوچ اجباری بیش از ۵۰ میلیون ایرانی در سالهای آینده می کنند. اگر این فرضیات درست باشند (که صحت علمی آنها را هنوز ندیده ام) بنده میتوانم تصور بدتر شدن ۲ تا ۳ برابر خشکسالی را بکنم ولی تصور ۱۱ برابر به این معناست که ۹۰ درصد سرزمین کنونی ایران تا ۳۵ سال دیگر غیر قابل سکونت خواهد شد همانگونه که ۶۵ درصد از روستاهای استان یزد در ۲۵ سال گذشته تخلیه شده و یا بنا به گفته نماینده زابل در مجلس بیش از ۱۳۰ هزار نفر از سیستان کوچ کرده اند.
متاسفانه مسئولینی که خود در مصدر تصمیم گیری در مدیریت آب بودند حالا در موضع اپوزیسیون قرار گرفته و چنان صحبت کرده و آمار و ارقام ارائه می دهند گه گویی در زمان مدیریت آنها و یا همفکران آنها نه مشکل کم ابی وجود داشته و نه سوء مدیریت منابع ابی و تازه متوجه این بحران شده اند. تا آنجا که میدانم کارشناسان وزارت نیرو در زمان دولت آقای خاتمی نسبت به آغاز یک دوره طولاتی خشکسالی هشدار دادند و دولت بجای تدوین یک طرح جامع و دوراندیشانه برای مقابله با این بحران صرفا به سد سازی و ذخیره اب پرداخت که بخشی از این سیاست ناشی از اعمال نفوذ رانت خواران بود که از سد سازی سود می بردند. حالا که سیاست سد سازی بی مطالعه به زیر سوال رفته بقول وزیر نیرو همان سد سازان حالا توصیه به تخریب سدها میکنند.

بهترین و فوری ترین کار دولت برای جبران کمبود آب و مدیریت منابع موجود چه می تواند باشد؟
مشکل خشکسالی و کمبود آب در کشور چند وجهی است و بنا به دلایل گوناگون به این نقطه رسیده ایم. برخی از دلایل طبیعی هستند و برخی ناشی از رفتار انسانها. به همین دلیل تلاش برای حل این بحران نیازمند راه حل های چند وجهی است یعنی تنها به یک یا چند راه حل ساده و فوری نمی توان اکتفا کرد.
خوشبختانه در یکسال گذشته با ورود کارشناسان و فعالیت رسانه های مستقل موجی از آگاهی اجتماعی در مورد خشکسالی پراکنده شده و همزمان دهها راه حل در زمینه های گوناگون به مقامات پیشنهاد شده که برخی از آنها مورد توجه وزارتخانه ها و نهادهای متولی منابع آب قرار گرفته اند.
ورود تعداد زیادی از اساتید؛ کارشناسان مستقل؛ هنرمندان؛ روزنامه نگاران؛ حتی ورزشکاران به مقوله آب پدیده ای بسیار پسندیده است که نشان می دهند پتانسیل های فراوانی در جامعه وجود دارد که با ترویج آگاهی در این زمینه به مرور آزاد می شوند.
در پاسخ به سوال شما؛ فوری ترین راهکار دولت برای جبران کمبود آب و مدیریت منابع اب را میتوان به دو دسته کلی تقسیم بندی کرد که بنظر بنده هر دو باید به موازات هم پیش بروند:
) راه حل های فنی - میدانی
) راه حل های ساختاری - مدیریتی
تحقق هرکدام از راه حل ها را نیز باید به سه دسته زمانی تقسیم کرد:
) راه حل های کوتاه مدت با هدف دستیابی در فاصله زمانی ۱ الی ۵ سال
) راه حل های میان مدت با هدف تحقق اهداف آن در فاصله ۵ الی ۱۰ سال
) راه حل های دراز مدت با هدف کسب نتیجه مطلوب در فاصله زمانی ۱۰ تا ۲۵ سال

منظورتان از راه حل های فنی - میدانی چیست؟
آنچه که بیشتر توجه کارشناسان دولتی و همچنین کارشناسان مستقل را به خود مشغول داشته، بیشتر راه حل های فنی هستند که نیازمند مدیریت میدانی است. برخی از این راه حل ها باید بطور اورژانسی در سراسر کشور اجرا شده و یا در دستور اجرا قرار بگیرند؛ همچون تغییر شیوه آبیاری در کشاورزی به شیوه آبیاری قطره ای یا تحت فشار؛ تغییر الگوی کشت و هدایت کشاورزان به سمت کشت گونه های کم مصرف آبی؛ نمک زدایی از اب دریاهای آزاد و انتقال آن به نواحی کم آب؛ تغییر شیوه ذخیره اب؛ گسترش و تکمیل شبکه های فاضلاب در تمامی شهر ها و روستاها؛ تصفیه پسآب و چرخش اب بازیافتی به شبکه ابرسانی و یا تزریق آن به بستر های زیرزمینی؛ بازسازی شبکه های فرسوده لوله کشی اب آشامیدنی؛ متوقف کردن اعطاء مجوز حفر چاه در تمام کشور؛ بستن چاه های غیر مجاز حتی به قیمت کاهش تولیدات کشاورزی؛ کنتور دار کردن چاه های آب مجاز؛ تجدید نظر در سیاست سدسازی؛ گسترش آبخیر داری برای تقویت ذخائر زیرزمینی؛ ترویج کشت گلخانه ای و امثالهم.
فن آوری این راه حل ها کاملا شناخته شده هستند ولی اجرای آنها نیاز به همکاری نزدیک بین وزارت خانه ها و ادارات متعدد و همچنین مشارکت فعال شهروندان دارد. سوالی که پیش می آید این است که برای اجرای این همه راه حل های فنی - میدانی باید بودجه تخصیص یابد و هر موسسه ای انجام هر راه حلی را به اختصاص بودجه محول می کنند. این سوالی بجاست. تا زمانی که موضوع آب بعنوان بزرگترین تهدید تمدن و بقاء کشور برسمیت شناخته نشده و بخش مهمی از توجه و دغدغه سیاست گذاران و سیاست مداران متوجه مقولات ایديولوژیک و دشمن تراشی و مبارزه با دشمن های فرضی داخلی و خارجی باشد و برای آنها بودجه های کلان تخصیص دهند؛ چشم انداز تاریکی در مقابل جامعه قرار میگیرد که شاید نتیجه آن همان کوچ ۵۰ میلیونی باشد.

راه حل های ساختاری - مدیریتی را چگونه می توان اجرایی کرد؟
راه حل های فنی - میدانی اموری هستند که اغلب مسئولان با آنها آشنا هستند و گامهایی هر چند محدود در جهت آنها برداشته اند. مشکل بزرگتر بازنگری در ساختار مدیریت و حکمرانی آب است. برای تشریح بهتر مسئله اجازه میخواهم مثالی بزنم:
مردم یک سرزمین و ارتش یک کشور در زمان صلح و آرامش یک نوع کار و زندگی می کنند و در زمان جنگ نوع دیگری. قوانین و شیوه مدیریت و حکمرانی منابع آب کشور در بهترین حالت برای زمان صلح با طبیعت یعنی شرایط پر آب و وفور منابع آبی تنظیم شده اند و حالا که کشور و جامعه در یک «جنگ تحمیلی» با خشکسالی قرار گرفته باید به بازنگری ساختار های مدیریت اب پرداخت و آن را مطابق شرایط موجود و بر اساس نیازهای جدید تغییر داد. اینکار بسیار نفس گیر و سخت است چون باید نگاه مدیران و حتی نگاه شهروندان به مقوله آب با کار آموزشی فشرده از طریق تمامی رسانه ها و موسسات آموزشی و متولی آب به مرور تغییر کند.
راه حل های ساختاری را می توان به چند دسته تقسیم کرد:
1)
تمرکز زدایی از حکمرانی منابع اب
2)
بازبینی و تغییر قوانین حکمرانی و مدیریت منابع آب توسط مجلس
3)
فراهم کردن زمینه مشارکت شهروندان در حکمرانی و مدیریت منابع اب
4)
تشکیل کمیسیون اب در مجلس
5)
تشکیل وزارت اب
6)
تغییر نقش و جایگاه شورای عالی اب
در ایران مدیریت متمرکز منابع آب از زمان پهلوی اول شروع شد و به مرور این شیوه مدیریت متمرکز تا به امروز شدت یافته است بطوریکه نقش شهروندان در حکمرانی و مدیریت آب تنها به صرفه جویی خلاصه شده است. با این شوه دولت متولی؛ تامین کننده؛ توزیع کننده؛ تصفیه کننده؛ و قیمت گذار اب و منابع آب شده و جامعه نیز خود را در این امر دخیل و شریک نمی داند و منتظر است. جامعه دولت را مقصر خشکسالی میداند و منتظر است که دولت مشکل را حل کند.

چگونه تمرکز زدایی از حکمرانی و مدیریت آب می تواند به بحران کمبود آب کمک کند؟
تا قبل از دوران پهلوی اول مدیریت و حکمرانی منابع آب بصورت محلی و منطقه ای صورت می گرفت و صاحبان زمین؛ میرآب ها؛ کدخداها و ریش سفیدان مشترکا برای تامین و توزیع منابع اب و تعیین قیمت تمام شده آن تصمیم می گرفتند. البته جوامع امروزی بسیار متفاوت از دوران ۷۰-۸۰ سال پیش هستند ولی پس از طی این دوران و مدرنیزه کردن نظام مدیریت آب؛ الان ضروری است به تمرکز زدایی از این صنعت پرداخت. پس از اداره شهر ها و روستاها؛ مدیریت آب مشکل ترین و پیچیده ترین معضلی است که جامعه کنونی با آن روبرو شده و الان زمان آن رسیده تا دولت این امر مهم را با تدوین قوانین و پیش بینی ساختارهای مناسب به صاحبان این سرزمین محول کند.
در بسیاری از ممالک پیشرفته و منجمله در آمریکا (که بنده از نزدیک شاهد آن هستم) نقش دولت فدرال و یا دولت ایالتی صرفا محدود به سیاست گذاری کلان آب و تامین آب در سطح کلان و تامین اعتبارات رقابتی مرتبط با آب است. ادارات محلی آب و فاضلاب مستقل بوده و با مدیریت محلی اداره می شوند و این ادارات مسئول سیاستگذاری تامین؛ مهندسی منابع؛ تصفیه آب و پسآب؛ توزیع و قیمت گذاری آب در حوزه فعالیت خود هستند. ادارات آب دو شکل اداری دارند: یا بوسیله یک شهرداری و یا استانداری ایجاد می شوند و یا بعنوان یک موسسه خدمات عمومی بوسیله تعدای از ساکنین یک منطقه. در هر دو حالت بالای سر تمامی موسسات آب و فاضلاب یک شوراست که عموما متشکل از ۵ یا ۷ یا ۹ نفر از ساکنین همان منطقه ای هستند که در حوزه جغرافیایی خدمات دهی همان اداره قرار دارد. اعضاء شورای اب و فاضلاب آن مناطق با رای مخفی و مستقیم مردم ساکن در همان منطقه برای یک دوره ۴ ساله انتخاب می شوند. اهمیت انتخابات شورای آب و فاضلاب کمتر از اهمیت انتخابات برای شورای شهر نیست.

اختیارات شوراهای آب و وظایف آنها چیست؟
اعضاء این شوراها سیاستگذار و حکمران منابع و مدیریت آب منطقه خود بوده و به رای دهندگان خود پاسخگو هستند. معمولا این افراد حقوقی دریافت نمی کنند و به طور داوطلبانه وارد کارزار انتخاباتی می شوند ولی برای ساعاتی که در جلسات علنی شورای آب و فاضلاب شرکت میکنند بر اساس نرخ رایج برای یک متخصص حق الزحمه دریافت می کنند. آنها مدیر ادراه اب و فاضلاب حوزه خود را تعیین کرده و مدیر به این شورا پاسخگوست. مدیر اداره سرپرست اداره مربوطه بوده و بطور روزمره آن موسسه را اداره میکند. این شورا بنا به پیشنهاد مدیران و کارمندان قیمت خدمات آب و فاضلاب را مشخص میکنند؛ برای توسعه خدمات برنامه ریزی دراز مدت انجام می دهند؛ نحوه تعامل با دیگر موسسات آبی که در مجاورت حوزه آنها هست را تعیین می کنند؛ در مدیریت کلان اب ایالت و یا استان حق رای و نظر دارند. بطور خلاصه این شوراها حکمران منابع اب حوزه خود هستند ولی از قوانین مشخص آبرسانی و کیفیت اب که توسط دولت مرکزی تعیین می شود پیروی می کنند.

البته درحال حاضر کمیسیون کشاورزی مجلس این موضوع را در دستورکار خود دارد.
در حال حاضر سه کمیسیون مختلف در مجلس هریک بخشی از مسئولیت اب کشور را بعهده دارند: کمیسیون کشاورزی؛ اب و منابع طبیعی به نیازهای آب کشاورزی و توسعه کشاورزی توجه دارد؛ کمیسیون عمران به ساخت شبکه ها و سیستم های تولید؛ تصفیه؛ ذخیره و توزیع آب می پردازد و کمیسیون انرژی به موضوع آب برای تولید برق می اندیشد. به موازات این کمیسیون ها وزارت خانه های جهاد کشاورزی؛ مسکن و عمران و نیرو پاسخگوی هریک از این کمیسیون ها بوده و گاه وزیر نیرو از این کمیسیون به آن کمیسیون می رود و با همان سوالات ولی از زاویه منافع و وظایف آن کمیسیون پاسخ میدهد. در مجموع نوعی هرج و مرج و سردرگمی در موضوع آب در مجلس وجود دارد و این سردرگمی و نداشتن سیاست واحد خود را در جامعه نشان می دهد.
موضوع آب آنقدر حیاتی است که نیازمند تشکیل یک کمیسیون مستقل و یک وزارتخانه مستقل به همین نام است. کلیه فعالیتها و اموری که به نحوی با کالایی بنام «آب» سروکار پیدا می کند بایستی سرجمع و یک کاسه شود. بیش از این نمی توان از یک طرف سیاست خودکفایی در کشاورزی را ترویج کرد بدون اینکه به تبعات زیست محیطی آن توجه نمود. نمی توان به توسعه صنایع اب بر در مناطق خشک و کم آب ادامه داد و سپس وزارت نیرو را مجبور کرد آب آن صنایع را فراهم کند. نمی توان به توسعه شهرها و شهرک ها بدون توجه به منابع آبی پرداخت. متاسفانه عدم هماهنگی در راس منجر به هرج و مرج و ریخت و پاش شده است.

چرا فکر می کنید مجلس باید به بازبینی و تغییر قوانین حکمرانی و مدیریت منابع آب بپردازد؟
ما در دوران خاصی بسر می بریم که با دوران وفور و یا بی توجهی به منابع و ذخائر آب بسیار متفاوت است. در طول ۷۰-۸۰ سال گذشته قوانین و مقرراتی برای حکمرانی و مدیریت آب تصویب شده که الان منجر به این فاجعه گردیده است. دولت و مجلس نیازمند بازنگری در تمایم قوانینی هستند که به هر شکل به موضوع اب مربوط می شود؛ اعم از کشاورزی؛ توسعه صنایع؛ توسعه شهری؛ آمایش سرزمین؛ افزایش و یا کاهش جمعیت؛ و امثالهم.
برخی قوانین در سالهای پس از انقلاب ناشی از هیجانات و احساسات آن دوران صرفا متوجه خود کفایی در کشاورزی بود و اصلا به این موضوع فکر نمی شد که این خودکفایی به چه بهایی باید حاصل شود. یکی از قوانینی که نیازمند بازبینی و ارزیابی است قانونی است که به «طرح طوبی» معروف شده است. در این طرح به هرکس که زمین بایری را اباد و قابل کشت کند سند آن زمین اعطاء می شود. این طرح باعث شد که هرکس با حفر چاه و بدون مطالعات ضروری به کشت روی زمین هایی دست بزند که تاریخ قابلیت کشت نداشت.

آیا ارزیابی دقیقی از نتیجه این طرح وجود دارد؟
تخمین کلی این است که این طرح با تاراج منابع آبی کشور در ازاء تولید غیر صنعتی منجر شد. زمان آن رسیده باشد که نتیجه این سند زدن ها مورد بررسی قرار گرفته و چه بسا بسیاری از زمین هایی که بدون بازده کافی به کار ادامه می دهند از دور کشاورزی خارج شده و باصطلاح «بازنشسته» شوند.
در همین راستا؛ سپردن حمکرانی و مدیریت آب به شوراهای منتخب مردم اگرچه به نظر ساه می اید ولی کاری به مراتب مشکل تر از تشکیل شوراهای شهر و روستاست. بنظر بنده مهمترین دستآورد دولت خاتمی اصرار به تشکیل این شوراها پس از ۱۸ سال معطلی بود. مهمترین دستآورد دولت روحانی تدوین لوایح مرتبط با تشکیل شوراهای آب و فاضلاب و سپردن این امر مهم به دست مردم است. حکمرانی و مدیریت دولتی نتیجه فاجعه آمیزی داشته است. تداوم این شیوه به معنی تداوم فاجعه است.

چگونه می توان نقش و جایگاه شورای عالی آب که در حال حاضر فعال است،را تقویت کرد؟پیشنهاد شما در این رابطه چیست؟
در حال حاضر کمیسیونی بنام شورای عالی آب متشکل از وزرای نیرو؛ جهاد کشاورزی؛ صنایع و معادن؛ کشور و امور اقتصادی به ریاست رئیس جمهور و یا معاون وی برای «تدوین راهبرهای ملی توسعه منابع آب و اتخاذ تدابیر لازم برای لحاظ نمودن ظرفیت ها و محدودیت های منابع آب» سالی یکبار تشکیل جلسه می دهد و تصمیماتی اتخاذ می کند. این شورا ۱۲ شرح وظیفه دارد که همگی در روی کاغذ زیبا و جذاب هستند ولی در عمل نتیجه نقش این شورای عالی آنچیزی است که هم اکنون شاهدش هستیم. تا به امروز ۱۳ جلسه شورای عالی آب تشکیل شده و تصمیماتی اتخاذ کرده ولی نتیجه عملی نامحسوسی داشته و هر روز بحران کمبود آب شدیدتر می شود.
اساسا واژه «عالی» در کنار نام این شورا باید ناظر بر این باشد که این شورا برآیند تصمیمات و نظرات شوراهای محلی آب در سراسر کشور است نه اینکه همان چند وزیری که در جلسات هیئت دولت شرکت کرده اند مجددا دور هم جمع شده و همان تصمیمات را به شکل دیگری بیان و تصویب کنند.
آنچه که در چرخه سیاست گذاری و تصمیم گیری در زمینه آب فراموش شده نقش کشاورزان؛ شهروندان و مصرف کنندگان آب است. به نظر بنده باید نمایندگان کشاورزان (که ۹۲ درصد آب کشور را مصرف می کنند)؛ نمایندگان ساکنان شهرها و روستاها (که ۶ درصد آب کشور با مصرف می کنند) و نمایندگان صنایع و معادن (که ۲ درصد آب را مصرف می کنند) در هر منطقه و یا آبخیز دور هم جمع شده و با توجه به ذخایر و منابع موجود آب نسبت به چگونگی استفاده از این منابع تصمیم بگیرند. قیمت گذاری آب هم باید بر اساس عرضه و تقاضا و وفور و یا کمبود آب در همان منطقه تعیین شود. نتیجتا شورای عالی آب بایستی برایند نظرات و تصمیمات این شوراهای شهروندی در سراسر کشور باشد.