خشکسالی در راه است ؛ برنامه های توسعه اقتصادی را تغییر دهید


خشکسالی در راه است ؛ برنامه های توسعه اقتصادی را تغییر دهید 

شعار خودکفایی در کشاورزی را باید به کلی لغو کرد، چراکه با توجه به خشکسالی ها و به پایان رسیدن منابع آب های زیرزمینی ادامه کشاورزی به شکل کنونی امکان پذیر نیست.

عصرایران ؛ سعید افشار - حالا دیگر باید تلخی این واقعیت را بپذیریم که خشکسالی و کم آبی بخش بزرگی از مناطق جهان و به ویژه خاورمیانه و کشور ما را فرا گرفته و طبق شواهد موجود و نظر دانشمندان تا سال های بعد ادامه خواهد داشت.

 

علل خشکسالی، تغییرات آب و هوایی کره زمین است که یکی از دلایل آن استفاده بیش از حد از سوخت فسیلی و انتشار گازهای گلخانه ای است، طوری که زمین ظرف 40 سال گذشته 2 درجه گرم شده و بر اساس پیش بینی ها تا سال 2050 باز هم 2 درجه دیگر گرم تر خواهد شد.

 

آنچه نیاز به تاکید مکرر دارد، خشک شدن دریاچه ها، رودخانه ها و رو به پایان رفتن منابع آب های زیرزمینی کشور است که باید در برنامه ریزی های کلان توسعه حتما مد نظر قرار گیرد.

 

موضوع بحث ما مشخصاً تغییر در برنامه ریزی های اقتصادی، صنعتی و اجتماعی کشور است که در کنار سایر توجهات باید با پدیده تغییرات آب و هوایی هماهنگ شود.

 

اول از بخش کشاورزی شروع می کنیم؛ فلات قاره ایران اصولاً منطقه کم آبی محسوب شده و مشکل کمبود آب همواره مساله اصلی بوده است. کارشناسان کشاورزی، متخصصین اقتصاد کشاورزی و به ویژه متولیان خانه کشاورز بایستی برنامه ریزی برای تغییرات اساسی در نوع کشت و زرع صورت دهند.

در شرایط خشکسالی فعلی اساسا کاشت درخت و محصولات کشاورزی که به آب بری زیاد نیازمند است، بایستی به تدریج و با آموزش کافی به کشاورزان و توجیه آنان از چرخه تولید حذف گردد. به عنوان مثال در استان های آذربایجان غربی و شرقی که تاکنون منبع مهم تولید میوه هایی مانند انگور، سیب، هلو و ... بودند با توجه به خشک شدن سریع دریاچه ارومیه،  بایستی مسؤولان زمینه کاشت اقلام کشاورزی کم آب خور را در منطقه ترویج کنند و از سوی دیگر شیوه آبیاری غرقابی را به سرعت تغییر دهند.

شعار خودکفایی در کشاورزی را باید به کلی لغو کرد، چراکه با توجه به خشکسالی ها و به پایان رسیدن منابع آب های زیرزمینی ادامه کشاورزی به شکل کنونی امکان پذیر نیست.

 

در بخش صنعت، مساله پیچیده تر است، تصور می کنم که الان وقت آن رسیده که برنامه ریزان کلان توسعه کشور تجدید نظر اساسی در گسترش بخش صنعت کنند. صنایعی مانند فولاد در کشور ما به دلیل آب بری زیاد، توجیه اقتصادی ندارد.

 

همین الان دو کارخانه بزرگ ذوب آهن و فولاد مبارکه حجم قابل توجهی از منابع آبی منطقه را به مصرف می رسانند. به خاطر پایین آوردن قیمت تمام شده فولاد، این صنعت معمولا در دنیا در بنادر و کنار دریا احداث می گردد ولی در ایران، در مرکز کشور که بحران آب دارد، کارخانه فولاد ساخته اند!

 

درحال حاضر در شرایطی از نظر آب و هوایی و خشکسالی هستیم که سریعاً بایستی در مورد ادامه کار صنایع آب بر مانند کارخانه بزرگ ذوب آهن و مبارکه و آلیاژی یزد، تصمیمات لازم را بگیریم.

بر این باوریم که حتی از تاسیس صنایع سنگین مانند خودروسازی، صنایع فلزی، پالایشگاه و ... در مناطقی غیر از حاشیه خلیج فارس و دریای عمان جلوگیری شود.

 

اشتباه نشود! نگارنده مطلب بیش از سی سال است، خود صنعتگر و تولید کننده می باشد، اما زمان تغییر کرده، اقتصاد کارگر طلب و حتی سرمایه طلب جای خود را به اقتصاد دانش طلب دارد می دهد. ممکن است بگویند پس اشتغال چه می شود؟ پاسخش را داریم: صنعت حمل و نقل جاده ای و ریلی، گسترش IT، صنعت فیلم، برنامه ریزی روی صنعت توریسم و بویژه توریسم مذهبی یا درمانی، اقتصاد فرهنگ و هنر، اقتصاد موسیقی، صنعت ورزش، صنعت نیروگاههای بزرگ خورشیدی و صادرات برق به منطقه و ... پیشنهاد مشخص ما برای توسعه اقتصادی و صنعتی جایگزین صنایع آب بر مانند فولاد، آلومینیوم، اتومبیل سازی و ... می باشند که بسیار هم اشتغال زا و آینده دار هستند.

 

در رابطه با وضعیت داخل شهرها، وزارت کشور و شهرداری ها بایستی از گسترش افقی شهرها جلوگیری کرده و به توسعه عمودی بپردازند و زیرساخت های توسعه شهری و مهمترین آنها شبکه جمع آوری، انتقال، تصفیه و بازیافت فاضلاب شهرها را قبل از هر کار عمرانی پیاده کنند، در حال حاضر در بسیاری از شهرهای بزرگ دنیا حدود شصت درصد فاضلاب به چرخه مصرف برگردانده می شود.

شهرداری ها در زمینه کاشت چمن و فضای سبز بایستی تجدیدنظر اساسی به عمل آورند، کاشت درختان ویژه مناطق کم آب می تواند جایگزین خوبی باشد و از کاشت گستردهچمن به دلیل آب بری زیاد جداً خودداری شود.

طبق گزارش مقامات وزارت نیرو مساله کمبود آب بسیار جدی است و حتی ممکن است از نیمه دوم سال 1393 در شهرهای بزرگی مانند تهران، اصفهان، کرمان، مشهد و ... سهمیه بندی شود.

 

بحث تغییر برنامه های توسعه اقتصادی با توجه به کمبود آب و خشکسالی باید سریعا در محافل تصمیم گیری طرح و تصمیمات لازم اتخاذ گردد ؛ فردا دیر است ، بسیار دیر.

خوداتکایی در تولید برنج

خوداتکایی در تولید برنج

با توجه به اینکه سواحل جنوبی دریای مازندران (استانهای گیلان و مازندران و گلستان) به نسبت سایر مناطق ایران از بارندگی مناسب و اراضی مساعد جهت تولیدات کشاورزی برخوردار است با عملیات زهکشی، تجهیز و نوسازی اراضی و توسعه و بهسازی آب بندان ها به راحتی میتوان برنج مصرفی کشور و بخشی از نیاز به گوشت سفید (ماهی) و سبزی و سیفی و علوفه را تولید نمود و از فشار بیش از ظرفیت به سفره های آب زیرزمینی کاست.

چه باید کرد

چه باید کرد

هشتاد درصد آب مصرفی کشور از آب زیر زمینی تامین میگردد و متاسفانه سالانه حدود 10 میلیارد متر مکعب بیش از ظرفیت تجدید پذیری سفره آب زیر زمینی از آن بهره برداری می شود و دربلندمدت بطورمیانگین سالانه 5.7 میلیارد متر مکعب از سفره آب زیر زمینی ودر مجموع بیش از 100 میلیارد متر مکعب برداشت شده است - نتیجه اینکه
یک : عمق سفره آب زیر زمینی به شدت سقوط کرده وآبدهی چاه ها کم شده

  دو :کیفیت آب نزول نموده و آب شور وقلیا شده

  سه :انرژی مصرفی برای استحصال آب از صرفه اقتصادی خارج شده 

  چهار :امنیت غذایی به صورت جدی به مخاطره افتاده زیرا 90% محصولات غذایی در ایران دراراضی آبی تولید میگردد 
: پنج
از تحقق توسعه پایدار فرسنگها فاصله گرفته ایم

چه باید کرد ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

ضعف مدیریت حاکم بر منابع آبی کشور

محمد درویش عضو مؤسسه تحقیقات جنگل‌ها و مراتع كشور:

به گزارش وفانیوز، محمد درویش در گفت‌و‌گو با ایلنا، دربارهٔ ضعف مدیریت حاکم بر منابع آبی کشور گفت: باتوجه به بحران آبی که کشور با آن مواجه است اگر مدیریت درستی در این حوزه اعمال شود؛ ایران به نسبت بسیاری از کشورهای منطقه با وضعیت بهتری مواجه خواهد بود. اما درحال حاضر مدیریت حاکم بر منابع آبی به گونه‌ای است که سبب شده تا در کشور با بحران آب شدیدتری مواجه باشیم.
وی ادامه داد: برای مثال با توجه به اینکه مساحت کشور عربستان از مساحت ایران بزرگ‌تر است و جمعیت آن حدودا یک سوم کشور ایران است؛ تنها یک میلیارد متر مکعب آب قابل استحصال در اختیار دارد. در صورتی که نیاز آب شرب مردم آن ۲ و نیم میلیارد متر مکعب است. در واقع عربستان حتی به اندازه تامین نیاز شرب مردمش نیز، آب در اختیار ندارد. این درحالی است که در ایران طبق آمار وزارت نیرو از مجموع ۱۳۰ میلیارد متر مکعب آب قابل استحصال، حداکثر ۶ درصد (یعنی ۶ میلیارد متر مکعب) آب کشور به مصرف شرب می‌رسد.
درویش با تاکید بر اینکه تنها ۶ درصد آب قابل استحصال کشور به مصرف شرب می‌رسد؛ اعلام کرد: این رقم نشان دهنده این است که کشور نباید با تهدیدی کم آبی یا با معضلاتی مثل جیره بندی یا قطع آب دست و پنجه نرم کند؛ پس اگر چنین مشکلاتی در جامعه قابل رویت است ناشی از مدیریت نابخردانه حاکم بر منابع آبی است.
این کار‌شناس بیابان افزود: مرکز الگوی اسلامی-ایرانی پیشرفت، اسفند سال گذشته اعلام کرد در صورت درنظر نگرفتن چاه‌های غیرمجاز، تعداد چاه‌های حفر شده در کشور از سال ۱۳۷۴ تا ۱۳۹۱ از حدود ۳۳۶ هزار حلقه به ۶۵۰ هزار حلقه (یعنی ۹۳ درصد) افزایش یافته است که مجوز حفر این چاه‌ها از سوی وزارت نیرو صادر شده است.
وی با اشاره به اینکه در بررسی میزان آب دهی چاه‌های حفر شده در ۱۷ سال اخیر قابل مشاهده است که افزایش تعداد چاه‌های حفر شده متناسب با میزان آب دهی آن چاه‌ها نیست، گفت: باتوجه به افزایش ۹۳ درصدی تعداد چاه‌های حفر شده و توسعه تکنولوژی در کشور، انتظار می‌رود که میزان آب دهی چاه‌ها نیز به‌‌ همان میزان افزایش پیدا کند و این در حالی است که آمارهای رسمی حاکی از رشد ۲۶ درصدی میزان آب دهی چاه شده است.
به گفته وی، در سالهای اخیر پول، سرمایه و زمان زیادی در زمینه حفر چاه‌ها خرج شده است اما آب‌دهی سالانه چاه‌های کشور به نصف کاهش یافته است به طوری که در ۷ سال منتهی به سال ۹۱ میزان آب دهی این چاه‌ها اصلا رشد نداشته است. این درحالی است که آب دهی سالانه از هر حلقه چاه در دهه ۶۰ حدود ۱۴۷ هزار متر مکعب بوده که به ۷۷ هزار متر مکعب کاهش یافته است.
درویش با تاکید بر اینکه وزارت نیرو با توجه به اشرافی که برمنابع آبی دارد باید دقت بیشتری را در این حوزه اتخاذ کند، بیان کرد: اگر در این بخش، مدیریت درست و پایشگری وجود داشت از‌‌ همان ابتدا دستور توقف حفر هرگونه چاه را صادر می‌کرد تا ضربه کمتری به اقتصاد کشور در حوزه کشاورزی وارد شود.
وضعیت بحرانی سفره‌های زیر زمینی درحالی صورت گرفته است که به گفته وی؛ در برنامه پنج ساله سوم، ‌چهارم و پنجم دولت موظف شده بود میزان بدهکاری یعنی تراز منفی آب خوان‌ها که ۵ میلیارد متر مکعب بود را از ابتدای برنامه پنج ساله سوم کاهش دهد درحالی که هم اکنون میزان تراز منفی آب خوان‌ها به ۹ میلیارد مکعب رسیده است یعنی ایرانیان سالانه ۹ میلیارد متر مکعب بیشتر از میزانی که در آب خوان‌هایشان تغذیه می‌شود برداشت می‌کنند.
عضو مؤسسه تحقیقات جنگل‌ها و مراتع كشور گفت: با توجه به اینکه ۹۲ درصد آبی که از آبخوان‌ها بدست می‌آید در بخش کشاورزی مصرف می‌شود؛ اما کشاورزی در ایران به نسبت رشد مصرف آب نه تنها رشد بلکه پس رفت نیز داشته است.
درویش علل عدم رشد کشاورزی در کشور را کاهش عملکرد محصول در واحد سطح و شیوع بیماری‌های جدید از طریق استفاده زیاد سموم کشاورزی دانست و اذعان داشت: قرار بر این بود که راندمان آبیاری بخش کشاورزی در طول برنامه پنج ساله پنجم هر سال ۲۵ درصد افزایش پیدا کند در صورتی که وزارت جهاد کشاورزی اعلام کرد نمی‌تواند به تعهدات خود در این خصوص عمل کند زیرا بودجه کافی در اختیار ندارد این موضوع هم زمان با اختصاص ۳ هزار میلیارد اعتبار برای ساخت بزرگ‌ترین سد خاورمیانه به نام سد بختیاری در اختیار وزارت نیرو بود.
وی با اشاره به اینکه اگر راندمان آبیاری در کشور افزایش نیابد ۶۵ درصد آب در اختیار بخش کشاورزی هدر خواهد رفت، اظهارکرد: مبحث کمبود آب زمانی مطرح می‌شود که راندمان آبیاری و ضایعات غذایی در حد استاندارد بوده ولی با این وجود باز هم با کمبود آب مواجه باشیم. در واقع در کشور ایران ما با معضلی به نام هدر رفت آب مواجه هستیم.
وی خاطرنشان کرد: در دهه ۱۳۳۵ هرایرانی حدود ۴ هزار و ۵۰۰ متر مکعب سرانه آب در دسترس داشت که اکنون این رقم به هزار و ۷۲۰ متر مکعب رسیده است همین امر باعث شده تا وضعیت آبی کشور وارد مرز هشدار شود.
عضو مؤسسه تحقیقات جنگل‌ها و مراتع كشور، با تاکید بر اینکه اگر روند افزایش جمعیت مطابق برنامه‌های دولت و تشویق‌های صورت گرفت در راستای افزایش جمعیت تا مرز ۵۰ میلیون نفر ادامه پیدا کند، سرانه آب در دسترس به حدود ۸۰۰ متر مکعب کاهش پیدا می‌کند، خاطر نشان کرد: اگر این روند ادامه پیدا کند، ایران در زمره کشورهای با تنش آبی قرار می‌گیرند که این تنش آبی جنگ در اثر کمبود آب را بیم می‌دهد. هم اکنون نیز نشانه‌هایی از این قبیل درگیری‌ها در استان‌های چهارمحال بختیاری، اصفهان، ‌خوزستان، قم، کرمان و یزد قابل مشاهده است که اگر شایع شود امنیت اقتصادی، ‌ سیاسی و اجتماعی کشور را تحت شعاع قرار می‌دهد.
درویش درباره ضرورت تغییر سیاست‌های کلان توسعه در کشورهای مواجه با بحران آب گفت: بحث گرمای جهانی نه تنها در ایران بلکه در کشورهای عرصه میانی نیز باعث شده تا این کشور‌ها با بحران خشکسالی مواجه شوند که برلزوم تغییر سیاست‌های کلان توسعه در این کشور‌ها از جمله ایران تاکید می‌کند.
درویش، سهم مردم در برابر سهم دولت در هدر رفت آب را بسیار ناچیز دانست و بیان کرد: بزرگ‌ترین مصرف کننده آب بخش کشاورزی است که این بخش حدود صد میلیارد متر مکعب آب در اختیار قرار دارد. از این مقدار، تنها ۳۵ میلیارد متر مکعب آن به مصرف واقعی می‌رسد و ۶۵ میلیارد متر مکعب آن هدر می‌رود.
وی ادامه داد: این درحالی است که در کشور ۶ میلیارد متر مکعب صرف آب شرب می‌شود. در این صورت اگر فرض بگیریم ۵۰ درصد آن نیز هدر رود باز هم ۳ میلیارد متر مکعب به مصرف می‌رسد که در مقایسه با بخش کشاورزی ناچیز است.
این کار‌شناس بیابان اضافه کرد: همچنین در حوزه مصرف آب شرب آمار‌ها گویای این امر است که یک سوم آبی که در تهران مصرف می‌شود به دلیل فرسودگی شبکه آبیاری لوله کشی به دست مصرف کننده نمی‌رسد.
به گفته وی؛ یکی معضلات پیش رو در حوزه کشاورزی کم سواد یا بیسواد بودن افراد مشغول به کار در این بخش است که باید با ورود بدنه متخصص به بخش کشاورزی حل می‌شود.
وی با اشاره به اینکه کشور بیش از ۲۰۰ هزار فارغ‌التحصیل بیکار در حوزه کشاورزی دارد اظهار داشت: برای مرتفع کردن مشکل کم‌سوادی افراد مشغول به کار در بخش کشاورزی، باید از بدنهٔ متخصص کشور در این خصوص استفاده شود.
درویش، رواج سیستم‌های آبیاری تحت فشار و زیرزمینی در بین کشاورزان، استفاده از گونه‌های سازگار با اقلیم کشور برای کشت، ارتقا صنایع بسته بندی و سردخانه‌ای در جهت کاهش ضایعات کشاورزی، تولید ورمی کمپست، کاهش کودهای شیمیایی و مصرف آفت کش‌ها و افزایش استفاده از دشمنان طبیعی برای مبارزه بیولوژیک را از راه حل‌های پیش روی دولت در رسیدگی به وضعیت آبی کشور دانست و اضافه کرد: بررسی این امور می‌تواند دورنمای تولیدات کشاورزی به عنوان امنیت غذایی را تضمین کنند و نیز منابع آبی کشور را با تهدیدات پیش رو مواجه نکند.